جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۰٬۰۰۹ نتیجه برای «صد» · صفحهٔ ۵۸۲ از ۸۳۵
- بخش ۱۵۴ - دگربار استدعاء شاه از ایاز کی تاویل کار خود بگو و مشکل منکران را و طاعنان را حل کن کی ایشان را در آن التباس رها کردن مروت نیست جلال الدین محمد مولویصدهزار احوال آمد همچنینباز سوی غیب رفتند ای امین
- بخش ۴۶ - جواب گفتن ساحر مرده با فرزندان خود جلال الدین محمد مولویآن زمان که خفته باشد آن حکیمآن عصا را قصد کن بگذار بیم
- بخش ۵ - ملاقات پادشاه با آن ولی که در خوابش نمودند جلال الدین محمد مولویپرسپرسان میکشیدش تا به صدرگفت گنجی یافتم آخر به صبر
- بخش ۵۲ - گفتن شیخ ابویزید را کی کعبه منم گرد من طوافی میکن جلال الدین محمد مولویقصد گنجی کن که این سود و زیاندر تبع آید تو آن را فرع دان
- بخش ۱۸۹ - صفت آن مسجد کی عاشقکش بود و آن عاشق مرگجوی لا ابالی کی درو مهمان شد جلال الدین محمد مولویآن دگر گفتی که سحرست و طلسمکین رصد باشد عدو جان و خصم
- بخش ۳۳ - حکایت در تقریر همین سخن جلال الدین محمد مولویهست هفصدساله راه آن حقبکه بکرد او عزم در سیران حب
- بخش ۲۰۱ - باقی قصهٔ مهمان آن مسجد مهمان کش و ثبات و صدق او جلال الدین محمد مولویآن غریب شهر سربالا طلبگفت میخسپم درین مسجد بشب
- بخش ۲ ابوالقاسم فردوسیچنان بد که از تازیان صدهزارنبرده سواران نیزه گزار
- غزل شمارهٔ ۷ صائبپوچ دی هر سوز که دییرلر معرفتدن اهل قالبحردن چیخماز صدف تا گوهر غلطانی وار
- غزل شمارهٔ ۳۶ صائبغیرتی کن چون گهر جیبِ صدف را چاک کنمیخوری سیلی درین دریای بی لنگر چرا
- غزل شمارهٔ ۵۸ صائبگوهر از سُفتن بود ایمن در آغوشِ صدفبه ز خاموشی نباشد محرمی اسرار را
- غزل شمارهٔ ۵۹ صائبقاصدان از ابرِ گوهربار دارد هر طرفکی کند دوری ز خاکِ خشک غافل بحر را
