جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷٬۷۶۱ نتیجه برای «آمد» · صفحهٔ ۵۹۷ از ۶۴۷
- بخش ۵۵ - عزیمت کردن معتمر و عیینه به جانب مسجد احزاب در طلب ریا جامیناگه از ره نسیم یار رسیدآن گروه زن آمدند پدید
- بخش ۱۶۵ - قصه خلاص کردن مجنون آهو را از دست صیاد به سبب مشابه بودن وی لیلی را جامیگردنش را نسوده عقد گهرور نه با لیلی آمدی همسر
- بخش ۷۱ - منقاد شدن سلامان حکیم را و تدبیر کار او کردن جامیهر گه ابسالش فرا یاد آمدیوز فراق او به فریاد آمدی
- بخش ۱۶ - حکایت هرمز بن کسری و منادی فرمودن وی سپاه را که به کشت کس درمیایید و بریدن گوش آن کس که آن منادی را گوش نکرد جامیچون برون آمدی ز شهر سپاهاین منادی زدی به هر سر راه
- بخش ۲۲ - در مذمت آنان که به جهت اجتماع عوام و استجلاب منافع معاش از ایشان مجالس آرایند و به سبیل جهر و اعلان به ذکر حق سبحانه و تعالی اشتغال نمایند جامیذکر را شد چنان بلند آهنگکه از آن مردم آمدند به تنگ
- بخش ۲۰ جامی… منقش من است همانا که در آن وقت که از شب تاریک عدم به روز روشن وجود می آمدیم در پوشیدن موزه غلط کرده ایم، من موزهٔ کیمخت سیاه تو را پوشیده ام و تو موزهٔ ادیم سرخ مرا!
- بخش ۱۲ - اشارت به وجود ملائکه جامیزانچه از علم آمده به عیانصنف اول صف ملائکه دان
- بخش ۳ - در نعت خواجه ای که دیباچه کمال او «کنت نبیا و آدم بین الماء و الطین » است و روزنامه حال خجسته مآل او «انا سید الأولین و الآخرین » جامیدریغ آمدش سایه از فرش خاکازان سایه انداخت بر عرش پاک
- شمارهٔ ۷۳ - روح آزرده پروین اعتصامیمن و تو از پیِ کَشف حقیقت آمدهایمازین مُسابقه، مَقصود کامرانی نیست
- غزل شمارهٔ ۱۷ بیدل دهلویوحشت آن استکه ناآمده از خود برومورنه تا عزم شتاب است درنگ است اینجا
- غزل شمارهٔ ۱۳۰ بیدل دهلویمیروم از خویش در اندیشهٔ باز آمدنهمچو عمر رفته یارب برنگردانی مرا
- غزل شمارهٔ ۲۱۰ بیدل دهلوی گهری ز هر دو جهان گران، شده خاک نسبت جسم و جانسبکیم اینهمه کاین زمان به ترازو آمده سنگ ما
