جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۱۱۳ نتیجه برای «درد» · صفحهٔ ۶۲ از ۵۱۰
- شمارهٔ ۱۸۱ وحشی بافقیبه بزم عیش بی دردان به جانم ، کو غم آبادیکه سوزد یک طرف مجنون و یک سو کوهکن گرید
- شمارهٔ ۱۸۴ وحشی بافقیببر، گر بلبلی درد سر بیهوده از گلشنکه گوید عاشق روی گلم و ز خار بگریزد
- شمارهٔ ۱۸۸ وحشی بافقیمیکند افشای درد عشق داغ تازهاماین سیهرو دردمندان را چه رسوا میکند
- شمارهٔ ۲۱۸ وحشی بافقیکدام سنگدل از درد من خبر داردکه با وجود دل سخت گریهها نکند
- شمارهٔ ۲۳۴ وحشی بافقیای که گویی پیش او اظهار درد خویش کنخوب میگویی ولی او را نمیدانی هنوز
- شمارهٔ ۲۴۷ وحشی بافقیاز کدامین درد خود نالم که از دست غمتسینهام چون دل فکار است و درون چون سینه ریش
- شمارهٔ ۲۵۷ وحشی بافقیدرد محرومی دیدار مرا کشت افسوسیار حالِ منِ بیمار ندانست دریغ
- شمارهٔ ۲۸۹ وحشی بافقیاجل نسبت به درد هجر وحشینه چندان بود دشوار ، آزمودم
- شمارهٔ ۲۹۰ وحشی بافقیکشم تا کی غم هجران اجل گو قصد جانم کننمیارزد به چندین درد سر جانی که من دارم
- شمارهٔ ۲۹۳ وحشی بافقیاز تندی خوی تو گهی یاد نکردمکز درد ننالیدم و فریاد نکردم
- شمارهٔ ۳۰۸ وحشی بافقیطبیبم گفت درمانی ندارد درد مهجوریغلط میگفت خود را کشتم و درمان خود کردم
- شمارهٔ ۳۲۵ وحشی بافقیمن که میسرم شود صافی جام او چرادر دل خود کنم گره درد ایاغ دیگران
