از آن تر شد به خون دیده دامانی که من دارم
که با تردامنان یار است جانانی که من دارم
۱اگر با من چنین ماند پریشان اختلاط من
ازین بدتر شود حال پریشانی که من دارم
۲ز مردم گرچه میپوشم خراش سینهٔ خود را
ولی پیداست از چاک گریبانی که من دارم
۳کشم تا کی غم هجران اجل گو قصد جانم کن
نمیارزد به چندین درد سر جانی که من دارم
۴مپرس از من که ویران از چه شد غمخانهات وحشی
جهان ویران کند این چشم گریانی که من دارم
۵