جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۶۳۵ از ۱٬۵۰۱
- حکایت شمارهٔ ۱۴ سعدی شیرازی… روا داشت و دوستی سپری شد و با این همه از هر دو طرف دلبستگی بود که شنیدم روزی دو بیت از سخنان من در مجمعی همیگفتند:
- غزل شمارهٔ ۱۴ سعدی شیرازیهم تازهرویم هم خجل هم شادمان هم تنگدلکز عهده بیرون آمدن نتوانم این انعام را
- غزل شمارهٔ ۱۴ سعدی شیرازیموری نهای و خدمت موری نکردهایوآنگاه صف صفهٔ مردانت آرزوست
- حکایت شمارهٔ ۱۴ سعدی شیرازیصاحبِ گلیم شَفاعت کرد که: من او را بِحِل کردم.
- حکایت شمارهٔ ۱۴ سعدی شیرازی… که هر آن که ناآزموده را کار بزرگ فرماید با آن که ندامت برد به نزدیک خردمندان به خفت رای منسوب گردد.
- حکایتِ شمارهٔ ۱۵ سعدی شیرازیاَعرابی را دیدم در حلقهٔ جوهریانِ بصره که حکایت همیکرد که: وقتی در بیابانی راه گم کرده بودم و از زاد معنیٰ چیزی با من نمانده بود و دل بر هلاک نهاده، که همی ناگاه کیسهای یافتم پُر مروارید. هرگز آن ذوق و شادی فراموش نکنم …
- شمارهٔ ۱۶ سعدی شیرازینیازمندی من در قلم نمیگنجدقیاس کردم و ز اندیشهها وراست هنوز
- حکایت شمارهٔ ۱۶ سعدی شیرازیاز ضعفِ بشریّت تابِ آفتابِ هَجِیر نیاوردم و التجا به سایهٔ دیواری کردم، مترقّب که کسی حَرِّ تموز از من به بَرد آبی فرو نشاند که همی ناگاه از ظلمتِ دهلیزِ خانهای روشنی بتافت، یعنی جمالی که زبانِ فصاحت از بیانِ صَباحتِ او …
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶ - در ستایش حضرت رسول (ص) سعدی شیرازیآدم و نوح و خلیل و موسی و عیسیآمده مجموع در ظلال محمد
- حکایت شمارهٔ ۱۶ سعدی شیرازیبر غلامی که طوع خدمت توستخشم بی حد مران و طیره مگیر
- حکایت شمارهٔ ۱۷ سعدی شیرازیاشتر سواری گفتش: ای درویش کجا میروی؟! برگرد که به سختی بمیری. نشنید و قدم در بیابان نهاد و برفت.
- غزل شمارهٔ ۱۷ سعدی شیرازیسنگی و گیاهی که در آن خاصیتی هستاز آدمیی به که در او منفعتی نیست
