جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۷۰۲ از ۱٬۶۳۸
- رباعی شمارهٔ ۱۹۲۲ جلال الدین محمد مولویگفتی که مایست بردرم خیز بروای دوست اگر نه ایستمی نیستمی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۲۳ جلال الدین محمد مولویگر عقل به کوی دوست رهبر نبدیروی عاشق چنین مزعفر نبدی
- غزل شمارهٔ ۱۹۲۴ جلال الدین محمد مولویهر روز ز جانبی برآییچون دولت بیقرار خندان
- غزل شمارهٔ ۱۹۲۶ جلال الدین محمد مولویمال است و زر است مکسب تنکسب دل دوستی فزودن
- غزل شمارهٔ ۱۹۲۷ جلال الدین محمد مولویمخدومی شمس دین تبریزای جان تو رمیدهای ز بستن
- غزل شمارهٔ ۱۹۲۸ جلال الدین محمد مولویای دوست عتاب را رها کنتدبیر دوای درد ما کن
- غزل شمارهٔ ۱۹۲۹ جلال الدین محمد مولویای عربده کرده دوش با منمی خورده و کرده جوش با من
- رباعی شمارهٔ ۱۹۲۹ جلال الدین محمد مولویگرنه حذر از غیرت مردان کنمیآن کار که دوش گفتهام آن کنمی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۳۷ جلال الدین محمد مولویچون باشد طلعت مه گردونیتابان و لطیف و خوبی و موزونی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۳۸ جلال الدین محمد مولویگفتم که دماغ را دوا باید، گفتدیوانه توی که در دوا افتادی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۴۰ جلال الدین محمد مولویگفتند که هست یار را شور وشریگفتم که دوم بار بگو خوش خبری
- رباعی شمارهٔ ۱۹۴۲ جلال الدین محمد مولویگوهر چه بود به بحر او جز سنگیگردون چه بود بر در او سرهنگی
