جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۰۳۹ نتیجه برای «آید» · صفحهٔ ۷۴ از ۵۰۴
- حکایت شمارهٔ ۴ سعدی شیرازیکه ز ناگفتنش خلل زایدیا ز ناخوردنش به جان آید
- حکایت شمارهٔ ۵ سعدی شیرازینه آن چنان به تو مشغولم ای بهشتیرویکه یادِ خویشتنم در ضمیر میآید
- حکایت شمارهٔ ۶ سعدی شیرازیچون گرانی به پیشِ شمع آیدخیزش اندر میان جمع بِکُش
- حکایت شمارهٔ ۶ سعدی شیرازیچو کم خوردن طبیعت شد کسی راچو سختی پیشش آید، سهل گیرد
- حکایت شمارهٔ ۶ سعدی شیرازیگرچه سیم و زر ز سنگ آید همیدر همه سنگی نباشد زر و سیم
- حکایت شمارهٔ ۶ سعدی شیرازیچون به مُقام خویش آمد، سفره خواست تا تَناوُلی کند. پسری صاحبِ فراست داشت. گفت: ای پدر! باری به مجلس سلطان در، طعام نخوردی؟ گفت: در نظر ایشان چیزی نخوردم که به کار آید. گفت: نماز را هم قضا کن که چیزی نکردی که به کار آید.
- حکایت شمارهٔ ۷ سعدی شیرازینه چندان بخور کز دهانَت برآیدنه چندان که از ضعف جانت برآید
- حکایت شمارهٔ ۷ سعدی شیرازیشاهد که با رفیقان آید، به جفا کردن آمده است؛ به حکمِ آن که از غیرت و مُضادّت خالی نباشد.
- غزل شمارهٔ ۷ سعدی شیرازیسعدی قلم به سختی رفتهست و نیکبختیپس هر چه پیشت آید گردن بنه قضا را
- حکایت شمارهٔ ۹ سعدی شیرازیگفت: ای یار! دستِ عتاب از دامنِ روزگارم بدار. بارها در این مصلحت که تو بینی اندیشه کردم و صبر بر جفایِ او سهلتر آید همی که صبر از دیدنِ او و حکما گویند: دل بر مجاهده نهادن آسانتر است که چشم از مشاهده بر گرفتن.
- حکایت شمارهٔ ۹ سعدی شیرازیبدین امید به سر شد، دریغ، عمرِ عزیز که آنچه در دلم است از دَرَم فراز آید
- حکایت شمارهٔ ۱۰ سعدی شیرازینترسد آن که بر افتادگان نبخشاید؟که گر ز پای در آید کسش نگیرد دست؟
