جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۷۴۲ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۲۲۰۱ بیدل دهلویبیدل از آن جهان ناز فطرت خلق عاری استآنچه تو دیدهای بگو خواه مگو نمیرسم
- غزل شمارهٔ ۲۲۰۵ بیدل دهلویباز آی که چون شمع به آن شعلهٔ دیدارداغکهن خویش همان تازهکند چشم
- غزل شمارهٔ ۲۲۰۷ بیدل دهلویبر هر چه وارسیدم جز داغ دل ندیدیمنظاره سوخت ما را آتش به خانهٔ چشم
- غزل شمارهٔ ۲۲۱۴ بیدل دهلویز بسکه حیرت دیدار برده است ز هوشمچو موج چشمهٔ آیینه نیست یک مژه جوشم
- غزل شمارهٔ ۲۲۱۶ بیدل دهلویز فیض گریهٔ سرشار افسردن فراموشمبه رنگ چشمه آب دیده دارد آتش جوشم
- غزل شمارهٔ ۲۲۱۷ بیدل دهلویچون دیدهٔ آهو رمی افروخت چراغمکز دامن صحرا نتوان کرد خموشم
- غزل شمارهٔ ۲۲۲۲ بیدل دهلویشنیدن شد دلیل اینقدر بیصرفه گوییهازبان هم لال میگردید اگر میبود کر گوشم
- غزل شمارهٔ ۲۲۲۹ بیدل دهلویچون صبح تا رمیدم غیر از عدم ندیدمکمفرصتی درین بزم با کس نبست طرفم
- غزل شمارهٔ ۲۲۴۵ بیدل دهلویز وضع خامش من حیرت دیدار میجوشدادب سازم نفس میکاهم و آیینه میبالم
- غزل شمارهٔ ۲۲۴۹ بیدل دهلویبه چشم بسته غافل نیستم از شوق دیدارتز صد روزن به حیرت میتپد در پرده بادامم
- غزل شمارهٔ ۲۲۵۰ بیدل دهلویچنین ز شرم که گردید سرنگون جاممکه از نگین چو نم از جبهه میچکد نامم
- غزل شمارهٔ ۲۲۵۷ بیدل دهلویحیرتی گلکن گر از تمثال او خواهی نشانیعنی از آیینه ممکن نیست بیرون دیدنم
