جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۸۳۹ از ۱٬۶۳۸
- غزل شمارهٔ ۵۴ خاقانی شروانیرَخش شوخی مران که عالم راطاقت ضربت دوال تو نیست
- شمارهٔ ۵۵ خاقانی شروانیمرغکی را وقت کشتن میدوانید ابلهیگفت مقصود از دوانیدنش نازک گشتن است
- رباعی شمارهٔ ۵۹ خاقانی شروانیگر خود به مثل آب حیات است آن لبچون خضر بدو رسید در کارم نیست
- شمارهٔ ۶۲ خاقانی شروانیبود مرا خانهای نخست و دوم خوبنیست سوم خانه خوب اگرچه یگانه است
- غزل شمارهٔ ۶۲ خاقانی شروانیخاقانی اگر یار نیابی چکنی صبرکاین دولت از ایام به ایام توان یافت
- رباعی شمارهٔ ۶۳ خاقانی شروانیهرچند دوای جان ز مرجان تو خاستدرد دل من ز درد دندان تو خاست
- شمارهٔ ۶۴ - فیلسوف اجل افضل الدین ساوی این قطعه را در آنوقت که خاقانی به رسالت سلطان ارسلان رفته بود بدو فرستاد خاقانی شروانیکسی که از پس احمد روا بود مرسلبزرگوار امیر امام خاقانی است
- غزل شمارهٔ ۶۵ خاقانی شروانیبربود دلم کمند زلفتحقا که مرا بدو گمانی است
- رباعی شمارهٔ ۶۹ خاقانی شروانیآن ماه دوهفته کرده عمدا هر هفتآمد بر خاقانی و عذرش پذرفت
- شمارهٔ ۷۰ - در نکوهش مقلدان خاقانی شروانیگیرم که مارچوبه کند تن به شکل مارکو زهر بهر دشمن و کو مهره بهر دوست
- رباعی شمارهٔ ۷۰ خاقانی شروانیعشقی که ز من دود برآورد این استخون میخورم و به عشق درخورد این است
- شمارهٔ ۷۲ خاقانی شروانیهر حکم را که دوست کند دوستدار باشمگریز و سر مکش همه شهر شهر اوست
