جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۸۶۳ از ۱٬۰۳۳
- من بعض معارفه افاض الله علینا انوار لطائفه جلال الدین محمد مولوی… محول الاحوال لایقال متی والی متی فاطلاق هذه العبارة علی القدیم محال، ابداً العالم بلا اقتداء و لامثال، خلق آدم وذریته من الطین الصلصال فمنهم للنعیم و منهم للجحیم و منهم للابعاد و منهم للوصال، منهم من سقی شربة الادبار و م …
- بخش ۱۳۲ - در بیان آنک دوزخ گوید کی قنطرهٔ صراط بر سر اوست ای مؤمن از صراط زودتر بگذر زود بشتاب تا عظمت نور تو آتش ما را نکشد جز یا مؤمن فان نورک اطفاء ناری جلال الدین محمد مولویزود کبریت بدین سودا سپارتا نه دوزخ بر تو تازد نه شرار
- بخش ۲۱ - تفسیر این حدیث کی مثل امتی کمثل سفینة نوح من تمسک بها نجا و من تخلف عنها غرق جلال الدین محمد مولویما و اصحابم چو آن کشتی نوحهر که دست اندر زند یابد فتوح
- بخش ۸۳ - جواب گفتن مسلمان آنچ دید به یارانش جهود و ترسا و حسرت خوردن ایشان جلال الدین محمد مولویپس بگفتندش که والله خوابِ راستتو بدیدی وین به از صد خواب ماست
- بخش ۱۳۹ - وصیت کردن آن شخص کی بعد از من او برد مال مرا از سه فرزند من کی کاهلترست جلال الدین محمد مولویتا ببینم کاهلی هر یکیتا بدانم حال هر یک بیشکی
- سی و نهم جلال الدین محمد مولویمستیان در عربده، رفتند و رفتم گوشهایبا دو یار رازدان و همره و هم توشهای
- بخش ۵۳ - حکایت جلال الدین محمد مولویخانهای نو ساخت روزی نو مریدپیر آمد خانهٔ او را بدید
- بخش ۱۷ - شکایت کردن اهل زندان پیش وکیل قاضی از دست آن مفلس جلال الدین محمد مولویزین چنین قحط سهساله داد دادظل مولانا ابد پاینده باد
- بخش ۳۸ - به سخن آمدن طفل درمیان آتش و تحریض کردن خلق را در افتادن بآتش جلال الدین محمد مولویمن جهان را چون رَحِم دیدم کنونچون درین آتش بدیدم این سکون
- بخش ۱۰۸ - بردن روبه خر را پیش شیر و جستن خر از شیر و عتاب کردن روباه با شیر کی هنوز خر دور بود تعجیل کردی و عذر گفتن شیر و لابه کردن روبه را شیر کی برو بار دگرش به فریب جلال الدین محمد مولویگنبدی کرد از بلندی شیر هولخود نبودش قوت و امکان حول
- بخش ۲۱۴ - منجذب شدن جان نیز به عالم ارواح و تقاضای او و میل او به مقر خود و منقطع شدن از اجزای اجسام کی هم کندهٔ پای باز روحاند جلال الدین محمد مولویمیل و عشق آن شرف هم سوی جانزین یحب را و یحبون را بدان
- بخش ۶۳ - تفسیر اوجس فی نفسه خیفة موسی قلنا لا تخف انک انت الاعلی جلال الدین محمد مولویقلب اگر در خویش آخربین بدیآن سیه که آخر شد او اول شدی
