جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۲۹۱ نتیجه برای «زر» · صفحهٔ ۹۶ از ۵۲۵
- غزل شمارهٔ ۲۳۷۹ جلال الدین محمد مولویملکان تاج زر از عشق ره ما بدهندکه کمربخشتر از بخت جوانیم همه
- غزل شمارهٔ ۲۴۰۱ جلال الدین محمد مولویزر گشته مس جسم ز اکسیر جان چنانکز اکسیر مسها را استا بسوخته
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۵ جلال الدین محمد مولویاز جان و دل گوید کسی پیش چنان جانانهایاز سیم و زر گوید کسی پیش چنان سیمین بری
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۶ جلال الدین محمد مولویای جمع کرده سیم و زر ای عاشق هر لب شکرباری بیا خوبی نگر باشد که با ما خو کنی
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۷ جلال الدین محمد مولویبر لوح دل رمّال جان، رَملِ حقایق میزندتا از رقومش رمل شد زر لطیفِ دهدهی
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۵ جلال الدین محمد مولویگرچه که صد شرط کنی بیهمه شرطی بدهیز آنک تو بس بیطمعی زر به حرمدان نبری
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۷ جلال الدین محمد مولویبرد همه رخت مرا نیست مرا برگ کهیآنک ز گنج زر او من نرسیدم به جوی
- غزل شمارهٔ ۲۴۷۸ جلال الدین محمد مولویخنده نصیب ماه شد گریه نصیب ابر شدبخت بداد خاک را تابش زر جعفری
- غزل شمارهٔ ۲۵۰۱ جلال الدین محمد مولویگرم سیم و درم بودی مرا مونس چه کم بودیوگر یارم فقیرستی ز زر فارغ چه غم بودی
- غزل شمارهٔ ۲۵۲۸ جلال الدین محمد مولویچه باشد زر چه باشد جان چه باشد گوهر و مرجانچو نبود خرج سودایی فدای خوبی یاری
- غزل شمارهٔ ۲۵۳۴ جلال الدین محمد مولویگلیم موسی و هارون به از مال و زر قارونچرا شاید که بفروشی تو دیداری به دیناری
- غزل شمارهٔ ۲۵۵۱ جلال الدین محمد مولویکند در حال گل را زر دهد در حال تن را سراز او انوار دین یابد روان و جان بیدینی
