غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۷۹ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

بده آن باده جانی، که چنانیم همه

که می از جام و سر از پای ندانیم همه

۱

همه سرسبزتر از سوسن و از شاخ گُلیم

روح مطلق شده و تابش جانیم همه

۲

همه دربند هوایند و هوا بنده ماست

که برون رفته از این دور زمانیم همه

۳

همچو سرنا بخروشیم به شکر لب یار

همه دکان بفروشیم که کانیم همه

۴

تاب مشرق تن ما را مثل سایه بخورد

که به صورت مثل کون و مکانیم همه

۵

زعفران رخ ما از حذر چشم بد است

ما حریف چمن و لاله ستانیم همه

۶

مصحف آریم و به ساقی همه سوگند خوریم

که جز از دست و کفت ، می‌نستانیم همه

۷

هر که جان دارد، از گلشن جان بوی برد

هر که آن دارد، دریافت که آنیم همه

۸

دل ما چون دل مرغ است ، ز اندیشه برون

که سبک دل شده زان رطل گرانیم همه

۹

ملکان تاج زر از عشق ره ما بدهند

که کمربخشتر از بخت جوانیم همه

۱۰

جان ما را به صف اول پیکار طلب

ز آنک در پیش روی تیر و سنانیم همه

۱۱

در پس پرده ظلمات بشر ننشینیم

ز آنک چون نور سحر پرده درانیم همه

۱۲

شام بودیم ، ز خورشید جهان صبح شدیم

گرگ بودیم ، کنون شهره شبانیم همه

۱۳

شمس تبریز چو بنمود رخ جان آرای

سوی او با دل و جان همچو روانیم همه

۱۴

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: همهقافیه: ـانیم۱۳ از ۱۴ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. همههمه
  2. گلیمهمه
  3. ماستهمه
  4. یارهمه
  5. بخوردهمه
  6. استهمه
  7. خوریمهمه
  8. بردهمه
  9. برونهمه
  10. بدهندهمه
  11. طلبهمه
  12. ننشینیمهمه
  13. شدیمهمه
  14. آرایهمه

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.