جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۴۴۳ نتیجه برای «غم» · صفحهٔ ۹۶ از ۷۰۴
- شمارهٔ ۲۱۹ وحشی بافقیپرسیدن حال دل ریشم بگذاریدیک دم به غم و محنت خویشم بگذارید
- شمارهٔ ۲۲۴ وحشی بافقیچون خرامی غمزه را بنشان بر آن دنبال چشمنیم کشته نازْ خلقی، بر قفای خود نگر
- شمارهٔ ۲۲۹ وحشی بافقیشرح ویرانگی جغد غم از وحشی پرسزانکه یک لحظه به ویرانهٔ من بود امروز
- شمارهٔ ۲۳۴ وحشی بافقیسوخت دل از داغ و داغم بار جانسوز آنچنانجان بر آمد از غم و غم همدم جانی هنوز
- شمارهٔ ۲۳۸ وحشی بافقیصبر خواهم کرد وحشی از غم نادیدنشمن چو خواهم مرد گو از حسرت دیدار باش
- شمارهٔ ۲۴۰ وحشی بافقیصبر خواهم کرد وحشی در غم نادیدنشمن که خواهم مرد گو از حسرت دیدار باش
- شمارهٔ ۲۴۷ وحشی بافقیاز کدامین درد خود نالم که از دست غمتسینهام چون دل فکار است و درون چون سینه ریش
- شمارهٔ ۲۵۰ وحشی بافقیجمله از خاک درش خیزند روز رستخیزبسکه بیماران غم مردند بر خاک درش
- شمارهٔ ۲۵۹ وحشی بافقیگر بر آید جانم از غم ، نیستی آن ، کز غلطبر زبانت بگذرد روزی کز آن غمناک حیف
- شمارهٔ ۲۶۵ وحشی بافقیتا چند به غمخانهٔ حسرت بنشینموقتست که با یار به عشرت بنشینم
- شمارهٔ ۲۷۴ وحشی بافقیگر خواهیم در بند غم پای وفا در سلسلهکردم میان خاک و خون زنجیر فرسایی کنم
- شمارهٔ ۲۹۰ وحشی بافقیکشم تا کی غم هجران اجل گو قصد جانم کننمیارزد به چندین درد سر جانی که من دارم
