جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۹۷۰ از ۱٬۵۰۱
- بخش ۵۴ - مناجات در اعتصام و التجا از موطن خوف به مأمن رجا جامیبه صف اهل صفایش برسانبه قدمگاه رجایش برسان
- بخش ۳۳ - ملاقات پیر کار دیده با جوان نورسیده جامیپیر مستانه می نهاد قدمآن جوان از پی ایستاده دژم
- بخش ۳۲ - گفتار در ختم دفتر اول از کتاب سلسلة الذهب و حواله آنچه تقریب سخن به آن رسیده بود به دفتر دیگر جامیچون شد این اعتقاد نامه درستباز گردم به کار و بار نخست
- بخش ۷ - فرخی جامیهمه نعیم سمرقند سر به سر دیدمنظاره کردم در باغ و راغ و وادی و دشت
- بخش ۳۰ - حکایت آن نوخاسته تن به جامه آراسته که جامه هایش نغز و سخن هایش بی مغز بود جامیدرآمد بر آزادمردی حکیمبه خلوتسرای قناعت مقیم
- بخش ۱۱ جامیگفت: لعنت بر لشکریان من باد که هر دینار و درم که به ایشان دادم فروج زنان خود را فربه ساختند و مرکوبان خود را از گرسنگی بگداختند. آن شخص بشنید گفت: والله ای امیر اگر نظر استبصار بر فرج زن من گماری آن را از سرین اسب من لاغ …
- بخش ۲ - این معدلت نامه ایست متحف به سلاطین که سلاله طین فطرت آدم اند و لهوی را که آخر آن فناست و آن شغل به زخارف دنیاست از دل ایشان بیرون برده اند و صورت عافیت از آن بلا را عاقبت خیر ایشان کرده که حرز خلد ملکهم حاشیه صحیفه روزگار ایشان باد و دعای دام بقائهم دام مرغ اجابت شکار ایشان جامیبعد حمد حق و درود نبینیست پوشیده بر ذکی و غبی
- بخش ۸۰ - اشارة الی بعض بطون قوله تعالی انا عرضناالأمانة علی السموات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها و اشفقن منها و حملهاالانسان انه کان ظلوما جهولا جامیهیچ موجود نیست در عالمکه شناسد حقیقت آدم
- بخش ۷۵ - مناجات در انتقال از حال قرب به حیا جامیقرب تو گر ننهد پیش قدمبازگردد همه عالم به عدم
- بخش ۱۵ جامیابوسعید خراز - قدس الله سره - گوید که در اوایل حال ارادت محافظت سر وقت خود می کردم، روزی به بیابانی درآمدم و می رفتم، از قفای من آواز چیزی برآمد دل خود از التفات به آن و چشم خود را از نظر به آن نگاه داشتم.
- بخش ۱۴۷ - ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعرضوالها جامینفحه آمد ز حق نپذرفتینفحه آمد دماغ بگرفتی
- بخش ۵۹ - حکایت گفتن وامق به آن که پرسید مقصود تو از این جست و جوی چیست جامیگر روم هر سو دو صد فرسنگ بیشنایدم از آدمی دیار پیش
