جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۹۹۵ از ۱٬۰۳۳
- بخش ۱۳ - پس چه باید کرد ای اقوام شرق اقبال لاهوریخود بدانی پادشاهی، قاهریستقاهری در عصر ما سوداگریست
- قصیدهٔ شمارهٔ ۴۸ - در ستایش صاحب دیوان سعدی شیرازیمه از فروغ تو بر آسمان نمیتابدچه جای ماه که خورشید لایکاد یبین
- المجلس الثالث سعدی شیرازی… نٌ کَما قالَ قائلُ الاِباحة راحة و المنع الکفر السراویل حجاب و البزاق بدعة. همه پایها برداریم و دستها بفشاریم و بگوییم یا رب این دعا را به خانمان و فرزندان مجلسیان برسان.
- بخش ۱۱۵ - حکایت امرء القیس کی پادشاه عرب بود و به صورت عظیم به جمال بود یوسف وقت خود بود و زنان عرب چون زلیخا مردهٔ او و او شاعر طبع قفا نبک من ذکری حبیب و منزل چون همه زنان او را به جان میجستند ای عجب غزل او و نالهٔ او بهر چه بود مگر دانست کی اینها همه تمثال صورتیاند کی بر تختههای خاک نقش کردهاند عاقبت این امرء القیس را حالی پیدا شد کی نیمشب از ملک و فرزند گریخت و خود را در دلقی پنهان کرد و از آن اقلیم به اقلیم دیگر رفت در طلب آن کس کی از اقلیم منزه است یختص برحمته من یشاء الی آخره جلال الدین محمد مولویچون بگفتی موم ز آتش نرم شداین بدی کان یار با ما گرم شد
- فصل پنجاه دوم - پرسیدند معنی این بیت جلال الدین محمد مولوی… فتاب فلکی که دایماً تابانست اماّ در نظر نمیآید شعاعش تا بر دیواری نتابد همچنانک تا واسطهٔ حرف و صوت نباشد شعاع آفتاب سخن پیدا نشود. اگرچه دایماً هست زیرا که آفتاب لطیفست وَهُوَاللَّطِیْفُ کثافتی میباید تا بواسطهٔ آن کث …
- شانزدهم جلال الدین محمد مولویبیار آن می که ما را تو بدان بفریفتی ز اولکه جان را میکند فارغ ز هر ماضی و مستقبل
- فصل چهلم - ما همچون کاسهایم بر سر آب؛ رفتنِ کاسه بر سر آب به حکم کاسه نیست جلال الدین محمد مولوی… او را بیدار کند او را نظر به زیر افتد، چون بیدار کنندهٔ او اسفل است لابد او را نظر به اسفل افتد و فکر او به عالم سفلی رود.
- بخش ۱۷۹ - پیدا شدن روح القدس بصورت آدمی بر مریم بوقت برهنگی و غسل کردن و پناه گرفتن بحق تعالی جلال الدین محمد مولویتا به گاه مرگ حصنی باشدشکه نیابد خصم راه مقصدش
- بخش ۱۵ - فروختن صوفیان بهیمهٔ مسافر را جهت سماع جلال الدین محمد مولویدیر یابد صوفی آز از روزگارزان سبب صوفی بود بسیارخوار
- بخش ۱۵۰ - مرتد شدن کاتب وحی به سبب آنک پرتو وحی برو زد آن آیت را پیش از پیغامبر صلی الله علیه و سلم بخواند گفت پس من هم محل وحیم جلال الدین محمد مولویای برادر بر تو حکمت جاریهستآن ز ابدالست و بر تو عاریهست
- بخش ۹۰ - شنیدن آن طوطی حرکت آن طوطیان و مردن آن طوطی در قفص و نوحهٔ خواجه بر وی جلال الدین محمد مولویچون بدین رنگ و بدین حالش بدیدخواجه بر جست و گریبان را درید
- بخش ۱۰۲ - دعا و شفاعت دقوقی در خلاص کشتی جلال الدین محمد مولویچون دقوقی آن قیامت را بدیدرحم او جوشید و اشک او دوید
