جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۱ نتیجه برای «پا» با فیلتر عطار، سایر قالبها · صفحهٔ ۱ از ۲
- بخش ۱ - بسم الله الرحمن الرحیم عطار نیشابوریهر زمان در منزلی دیگر رودگاه بی پا و گهی بی سر رود
- بخش ۷۷ - ذکر شیخ ابوعلی دقاق رحمةالله علیه عطار نیشابوری… لله علیه و قدس الله سره العزیز امام وقت بود و شیخ عهد و سلطان طریقت و پادشاه حقیقت و زبان حق بود در احادیث و تفسیر و بیان و تقریر و وعظ و تذکیر شانی عظیم داشت و در ریاضت و کرامت آیتی بود و در لطایف و حقایق ومقام و حال مت …
- بخش ۲ - الحكایة و التمثیل عطار نیشابوریپای از سر در طلب نشناخت اوخویش را نعلین آهن ساخت او
- بخش ۱ - المقالة الحادیة و العشرون عطار نیشابوریسالک شوریدهٔ پاک اعتقادآمد از دریا برون پیش جماد
- شمارهٔ ۲ عطار نیشابوریما گوهر نور ذات پاکیمروشن سخنی است می نماییم
- شمارهٔ ۳ عطار نیشابوریدست اندازان و پایکوباندر محفل قدسیان طربناک
- بخش ۹۰ - ذکر ابوالعباس سیاری رحمة الله علیه عطار نیشابوری… ریان گویند. و ریاضت او تا حدی بود که کسی او را مغمزی میکرد، شیخ گفت: پائی را میمالی که هرگز به معصیت گامی فرا نرفته است.
- بخش ۹۵ - ذکر شیخ ابوالفضل حسن عطار نیشابوری… ح برآمد او گفت: شب برفت و ما هنوز از اندوه و شادی ناگفته و حدیث ما به پایان نرسید گفتم سر چیست گفت: توئی گفتم سرسر چیست گفت: هم توئی.
- شمارهٔ ۱ عطار نیشابوریز اول حقه یک شب مهرهٔ ماهبدو بنمودهای دست تو زان پاک
- بخش ۵۳ - ذکر سمنون محب قدس الله روحه العزیز عطار نیشابورینقلست که چون به حجاز رفت اهل فید او را گفتند ما را سخن گوی بر منبر شد و سخن میگفت. مستمع نیافت روی به قنادیل کرد که با شما میگویم سخن محبت درحال آن قنادیل بر یکدیگر میآمدند و پاره میشدند.
- بخش ۳۹ - ذکر منصور عمار قدس الله روحه العزیز عطار نیشابوریو گفت: پاکست آن خدائی که دل عارفان را محل ذکر خود گردانید و دل زاهدان را موضع توکل گردانید و دل متوکلان را منبع رضا و دل درویشان را جای قناعت و دل اهل دنیا را وطن طمع گردانید.
- بخش ۴۳ - ذکر عمرو بن عثمان مکی قدس الله روحه العزیز عطار نیشابوری… دند و رفت پس گفت: آنکس که آن گنجنامه برد زود باشد که دستهایش ببرند و پایهایش ببرند و بردارش کنند و بسوزند و خاکسترش بر باد دهند او را بسر گنج میباید رسید او گنجنامه میدزدد و آن گنجنامه این بود که گفت: آن وقت که جان …
