جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵۴ نتیجه برای «آیینه» با فیلتر هفت اورنگ (جامی) · صفحهٔ ۱ از ۵
- بخش ۵۵ - حکایت زنگی که روی خود را در آیینه بی زنگ دید و به عکس روی خود آیینه را نپسندید جامیچون به رخ خویش نظر کم گشادعیب بر آیینه نه بر خود نهاد
- بخش ۶۰ - آگاه شدن شاه از رفتن سلامان و خبر نایافتن از حال وی و آیینه گیتی نمای را کار فرمودن و حال وی را دانستن جامیداشت شاه آیینه گیتی نمایپرده ز اسرار همه گیتی گشای
- بخش ۲۴ - مقاله دوم در بیان آفرینش آدم که آیینه ذات و مظهر جمعیت اسماء و صفات آفریننده است سبحانه و تعالی جامیبود جهان یک به یک آیینه هابلکه سراسر همه گنجینه ها
- بخش ۱۵ - داستان آفتاب دولت فیلقوس به سر دیوار رسیدن و آیینه اسکندری را در مقابله آن داشتن و فروغ آن را در وی دیدن و سلطنت رابه ربقه تصرف وی در آوردن و از استاد وی ارسطو طلب وصیت کردن جامیز آیینه ات زنگ غفلت زدایبه هر نیک و بد چشم عبرت گشای
- بخش ۳۹ - داستان دختر بازغه نام از نسل عاد که به مال و جمال نظیر خود نداشت و غایبانه عاشق جمال یوسف شد و در آن آیینه جمال حقیقت دید و از مجاز به حقیقت رسید جامیز ذرات جهان آیینه ها ساختز روی خود به هر یک عکسی انداخت
- بخش ۲۱ - حاصل جواب عارف از سؤال پسر جامیرخت آیینه مصفا بودزان جمال ازل هویدا بود
- بخش ۲۰ - اشارت به جماعتی که در مظاهر صوری و معنوی مشهود ایشان جز جمال مطلق حضرت حق جل ذکره نیست جامیپیش او حسن صورت و معنیچون دو آیینه اند داده جلی
- بخش ۵۲ - نصیحت کردن حکیم سلامان را جامیپاک کن از نقش صورت سینه راروی در معنی کن آن آیینه را
- بخش ۷۴ - اشارت به آنکه مراد از این قصه صورت قصه نیست بلکه مقصود از آن معنی دیگر است که بیان کرده خواهد شد جامیکیست زهره کآخر از وی دل ربود؟زنگ ابسالش ز آیینه زدود
- بخش ۴۱ - حکایت زلیخا که بر همه اطراف منزل خود تصویر جمال خود کرد تا یوسف به هر طرف نگرد صورت وی بیند به وی میل کند جامیهیچ نقش و هیچ رنگی نی در اوچون رخ آیینه زنگی نی در او
- بخش ۷۲ - حکایت بر سبیل تمثیل جامیدید آیینه ای به ره برداشتبر تماشای خویش دیده گماشت
- بخش ۷۱ - اشارة الی قوله علیه السلام من اراد ان ینظر الی میت یمشی علی وجه الارض فلینظر الی ابن ابی قحافه جامیبود آیینه تمام صفاعکس بینندگان در او پیدا
