جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵۰ نتیجه برای «خور» با فیلتر جامی، سایر قالبها · صفحهٔ ۱ از ۵
- شمارهٔ ۶ - معماها جامیماه و خور خالی ز میلی نیستندپیش رویت تا به خدمت ایستند
- (۳۰) مِنْ حُسْنِ إِسْلَامِ الْمَرْءِ تَرْکُهُ مَا لَا یَعْنِیهِ. (سنن ابن ماجه) جامیزآنچه در خور نیفتدت باز ایستزآنچه لایق نباشدت باز آی
- بخش ۱۸ - خاقانی جامیشاعر مبدع منم خوان معانی مراستریزه خور خوان من عنصری و رودکی
- شمارهٔ ۴ - واقع شده در مرثیه فرزند است جامیخورد غمهای توام وه که خیال تو گهیمی نپرسد که درین خوردن غم ها چونی
- بخش ۲۸ جامیمی خورد روزه نارسیده به شبمی کشد موزه نارسیده به آب
- بخش ۳۷ جامیهر لحظه خورد هزار سوگند دروغزان گونه که در بادیه اعرابی دوغ
- بخش ۱۰ جامی… بر بیشتر از آن قدرت نداری؟ گفت: بچه کبوتر غذا از حوصله مادر و پدر می خورد و چوژه مرغ خانگی از مزبله بر هر راهگذر، از یک حوصله غذای دو بچه بیش نتوان داد و از نیم مزبله در روزی هزار چوژه توان گشاد.
- بخش ۶ - عسجدی جامیتا شاه خورده بین سفر سومنات کردکردار خویش را علم معجزات کرد
- بخش ۱۴ جامیسهل عبدالله تستری - قدس سره - می گوید: که هر که بامداد کند و همت وی آن باشد که چه خورد، دست از وی بشوی.
- بخش ۲۳ جامیبشر حافی را - رحمة الله علیه - مریدی با وی گفت: چون نان به دست آورم نمی دانم که به کدام نان خورش خورم فرمود که نعمت عافیت را فرا یاد آر و آن را نان خورش خویش انگار.
- بخش ۳ جامیصوفی دگری را صفت کرده و صفتی از روی شناسایی و معرفت آورده فرموده که فلان کس سفره آرست نه سفره دار و خود را شریک سفره می دارد نه ملیک سفره می شمارد، با سایر خورندگان یکسان است بلکه در نظر خود طفیلی ایشان است.
- بخش ۱۲ جامیدرد عشق است مرا بهره ز جانان، نخورمغصه گر زو دگری حسن تجمل بیند
