جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۸۸ نتیجه برای «شاه» با فیلتر جامی، مثنوی · صفحهٔ ۱ از ۲۴
- بخش ۱۰ - حکایت شاه شجاع کرمانی قدس الله تعالی سره جامیشاه کرمانی آن مطیع مطاعکه به میدان عشق بود شجاع
- بخش ۱۰ - در کلمه عدل، عین که چون چشم بر سر آمده است مفتوح است و دال که چون دل در درون قرار گرفته ساکن یعنی باید که صاحب عدل را علی الدوام چشم بصر و بصیرت به حال رعایا مفتوح بود و اغماض از آن جایز نه و دل او از تظلم مظلومان در مرکز عدل آرمیده و جنبش و اضطراب در آن ممکن نه جامیشاه باید که چشم باز بودبر بد و نیک سرفراز بود
- بخش ۶ - پیغام فرستادن سلطان به پادشاه روم که اگر چه من بنده زاده ام اما قرار مملکت بر این وجه داده ام که هیچ قوی بازو را مجال آن نمانده است که دست تطاول به مال ضعیفی دراز کند و اگر ناگاه دراز دستی واقع شود به موجب فرموده من بود و انصاف دادن پادشاه روم که هر کسی را دست ضبط و سیاست چنین بالا بود می شاید که همه زبردستان زیردستان او باشند جامیشاه غزنین چو واقفی ز علومکرد تعیین به باجخواهی روم
- بخش ۴۸ - نصیحت کردن پادشان سلامان را جامیشاه با وی گفت کای جان پدرشمع بزم افروز ایوان پدر
- بخش ۱۲۸ - اشارة الی معنی قوله تعالی: قل هذه سبیلی ادعوا الی الله علی بصیرة انا و من اتبعنی و سبحان الله و ما انا من المشرکین جامیشاه این راه کز سر معنیبود ادعوا الی الله ش دعوی
- بخش ۴۲ - امتحان کردن شاه آن دو غلام را جامیشاه روزی به اتفاق شکارخیمه بر بیشه زد ز شهر و دیار
- بخش ۳۶ - در بیان آنکه همچنان که پادشاهان را از دانشمندان خوب گفتار نیک کردار ناچار است از وزیر مشیر به رعایت رعایا و عنایت به کافه برایا ناگزیر است جامیشاه را آنچنان که نیست گزیراز فقیهی به راه شرع مشیر
- بخش ۶۲ - اندوهگین شدن شاه از تمادی شعف سلامان به صحبت ابسال و وی را به قوت همت از تمتع به وی بازداشتن جامیشاه یونان چون سلامان را بدیدکو به ابسال و وصالش آرمید
- بخش ۳۳ - گفتار در بیان آنکه پادشاهان را از دو کس گریز نیست عالمی که کار دین وی سازد و وزیری که کار دنیای وی پردازد جامیشاه را چاره نیست از دو نفرتا زید در جهان به دولت و فر
- بخش ۴۴ - ابا کردن غلام دیگر از امتثال فرمان پادشاه جامیشاه چون اضطراب او می دیدزیر لب نرم نرم می خندید
- بخش ۳۵ - امام شافعی گفت عمری گرد صوفیه گردیدم از ایشان دو سخن پسندیده شنیدم. یکی آنکه الوقت سیف قاطع و دیگر آنکه ان من العصمة ان لا تقدر جامیشاه دین شافعی مطلبیگفت عمری پی خدا طلبی
- بخش ۳۱ - قیام نمودن ابسال به دایگی سلامان و دامن بر زدن در پرورش آن پاکیزه دامان جامیشاه چون دایه گرفت ابسال راتا سلامان همایون فال را
