جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸۳ نتیجه برای «نفس» با فیلتر هفت اورنگ (جامی) · صفحهٔ ۱ از ۱۶
- بخش ۳۲ - حضرت خواجه بزرگ بهاء الحق و الدین المعروف به نقشبند قدس سره می فرمودند که دوام مراقبه نادر است و از این طایفه اندکی کسب آن کرده اند و ما به طریق حصول آن را یافته ایم که مخالف نفس است جامیخواجه نقشبند بند گشاینقش غیر از دل مرید زدای
- بخش ۱۸ - اشارت به ذکر خفیه که گفته اند لایطلع علیه ملک فیکتبه و لا نفس فتعجب به جامینفس را مطلع مساز بر آنتا نیفتد ز عجب رخنه در آن
- بخش ۳۹ - در بیان آنکه چون عاشق ظلمت وایه های نفس بداند روی از خود بگرداند و در معشوق آورد جامیعاشق صدق جو چو دریابدظلمت خود ز خود عنان تابد
- بخش ۱۸ - در بیان آنکه شهوت که به وایه طبع و کام نفس گرفتاری است دون پایه دولت سلطنت و جهانداری است جامیدل شه چون هوا پرست بودملک دین را ز وی شکست بود
- بخش ۱۱۹ - قصه مفسدی که در تحصیل مشت های نفس حیله ای انگیخت که شیطان سوگند یاد کرد که هرگز این حیله به خاطر من خطور نکرده است جامیگشت پرباد مفسدی را بوقبرد نفسش نفیر بر عیوق
- بخش ۱۹ - در کشف و اظهار آنکه در نفس کلمه طیبه لااله الاالله اشارتی هست به ستر و اخفای آن جامیحرفها را به وقت نطق و بیانشفه آمد منصه اعلان
- بخش ۳۴ - در بیان آنکه حضرت خواجه بزرگوار قدس سره می فرمودند که بنای کار را به نفس می باید کرد چنانکه اشتغال به وظیفه و زمان حال از تذکر ماضی و تفکر در مستقبل را مشغول گرداند و نفس را مگذارد که ضایع گذرد جامیخواجه پاک دین پاک نفسروح الله روحه الاقدس
- بخش ۱۲۳ - مناجات در انتقال از وصیت فرزند به نصیحت نفس خود جامیای مراد دل تنها شدگانمونس وحدت یکتا شدگان
- بخش ۵۱ - حکایت سرد شدن پیر سفید موی از نفس آن خورشید گرم خوی که با زلف شبرنگ دم از صبح سفید مویی زد جامیفصل خزان کز دم باد وزانکارگه رنگرزان شد رزان
- بخش ۱۳۸ - در بیان آنکه چون سالک خلیع العذار در مشتهیات نفس و آرزوهای طبع افتاد علامت بعد و امارت طرد اوست از ساحت قرب جامیپی به مقصود کی برد سالکنا شده نفس خویش را هالک
- بخش ۳۰ - مقاله پنجم در اشارت به روزه رمضان که نوریست کثیرالفیضان هم روح را شمع انجمن افروز است و هم نفس را برق خرمن سوز جامیساز چو نافه شکم خویش خشکبو که دمد از نفست بوی مشک
- بخش ۳۲ - مقاله ششم در اشارت به زکات که سرمایه بالش مال و مالش نفس بخل سگال است جامیای شده زندان درم مشت توبند بر آنجا ز هر انگشت تو
