جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۴۴۲ نتیجه برای «کو» با فیلتر جامی، مثنوی · صفحهٔ ۱ از ۳۷
- شمارهٔ ۱۲ - یک قصیده جامیکو در ادراک حقایق نکته دانیهای اودر بیان نکته ها شیرین زبانیهای او
- بخش ۸ - انتقال به مدح گوهر کان فتوت و مشید ارکان اخوت والی ملک جاه و جمال یوسف مصر فضل و افضال اعز الله تعالی انصاره و ضاعف اقتداره جامینیکخواهی خاصه کو را یاور استگشته پیدا با وی از یک گوهر است
- بخش ۶۳ - حکایت سؤال و جواب حکیم که حلال زاده کیست و نشانه آن چیست جامیگفت آن کو عاقبت گردد شبیهبا پدر گر بخرد است و گر سفیه
- بخش ۳۹ - در بیان آنکه چون عاشق ظلمت وایه های نفس بداند روی از خود بگرداند و در معشوق آورد جامیهمچو پروانه کو به مجلس جمعهستی خود فنا کند در شمع
- بخش ۶۸ - به بام برآمدن وی قدس سره هر آخر روز و با آفتاب خطاب کردن جامیز اول بامداد کز سر کوهسر زدی با هزار فر و شکوه
- بخش ۳۶ - در صفت جود و سخا و بذل و عطای وی جامینسبتش کم کن به دریا کو ز کفگوهر افکندی به بیرون وین صدف
- بخش ۷۲ - مناجات در طلب آتش غیرت افروختن و موانع مقام قرب سوختن جامیدر همه کون و مکان غیر تو کوتا کسی بر تو برد غیرت ازو
- بخش ۱۹ - آغاز مقال در شرح صورت حال سلامان و ابسال جامیکفر کیشی کو به عدل آید فرهملک را از ظالم دیندار به
- بخش ۲۸ - حکایت سلیمان علیه السلام و بلقیس که از مقام انصاف سخن گفته اند جامیکو چه تحفه بهر من آرد به کفکش فزاید پیش من عز و شرف
- بخش ۱۴۴ - حکایت بر سبیل تمثیل جامیعربان در بغل نهاد و گذشتگرد بازار و شهر و کو می گشت
- بخش ۱۸ - حکایت پسر مهتر ده که چون با پدر مشاهده حشمت و شوکت پادشاه شهر کرد جامیچو در عرصه شهر مأوا گرفتبه هر کوی راه تماشا گرفت
- بخش ۲ - حکایت آن کرد که در انبوهی شهر کدویی بر پای خود بست تا خود را گم نکند جامیکردی از آشوب گردشهای دهرکرد از صحرا و کوه آهنگ شهر
