قصاید

شمارهٔ ۱۲ - یک قصیده جامی

شاعر
جامی
مجموعه
قصاید
قالب
مثنوی
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

کو در ادراک حقایق نکته دانیهای او

در بیان نکته ها شیرین زبانیهای او

۱

همت او گنج کنت کنز را مفتاح بود

بود ازان گنج این همه گوهر فشانیهای او

۲

بود شاه فقر لیک اصحاب را می داشت پاس

از خطور غیر بر دل پاسبانیهای او

۳

در طریقت بود سلطان وز دل ارباب فقر

گامهای نفس راندن کامرانیهای او

۴

ای که می گویی بگوی از وی نشان روشنم

هست روشنتر نشان بی نشانیهای او

۵

زندگانی چون مسیحا کرد با هر مرده دل

ساخت زنده عالمی را زندگانیهای او

۶

بود شمع جمع پیران جهان ناتافته

پرتو الشیب نوری بر جوانیهای او

۷

در جوانی بود و پیری هم ممد رهروان

کو چو اویی در جوانی پیر و در پیری جوان

۸

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ قصاید (۱۷ شعر) قرار دارد.