آن که بودی آفتاب آسا جهان پر نور ازو
روز شادی بر جهانی شد شب غم دور ازو
۱بود عالم چون تن و او جان چو جان از تن برفت
بعد ازین تن را چه امکان زیستن مهجور ازو
۲گرچه شد از فرقت او عالم صورت خراب
ماند وقت اهل معنی جاودان معمور ازو
۳در قباب عزتش هر چند پنهان داشتند
صد کرامت بین به هر شهری کنون مشهور ازو
۴گر نه تمکین شریعت دادیش تسکین حال
سرزدی در دار دنیا حالت منصور ازو
۵چون به ذاکر داشتی همت گه تلقین ذکر
صورت وحدت گرفتی ذاکر و مذکور ازو
۶بود عیسی دم که مردم یافتی از وی شفا
صد دل رنجور یک دل ناشده رنجور ازو
۷خواجه ای کش معنی فقر از ازل همراه بود
ناصرالدین نصرة الدنیا عبیدالله بود
۸