جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۳۶ نتیجه برای «دیده» با فیلتر خاقانی · صفحهٔ ۱ از ۲۰
- غزل شمارهٔ ۲۴۸ خاقانی شروانیدیده در کار لب و خالش کنمپیشکش هم جان و هم مالش کنم
- شمارهٔ ۳۰۴ خاقانی شروانیدیده از کار جهان دربسته بهراه همت زین و آن دربسته به
- شمارهٔ ۱۱۳ - مطلع دوم خاقانی شروانیدیده بانان این کبود حصارروز کورند یا اولیالابصار
- رباعی شمارهٔ ۵۴ خاقانی شروانیآن دل که ز دیده اشک خون راند رفتو آن جان که وجود بر تو افشاند رفت
- رباعی شمارهٔ ۲۴۶ خاقانی شروانیهر روز در آب دیدهاش مییابمشد ز آتش و آب هر شب خوابم
- غزل شمارهٔ ۳۱۵ خاقانی شروانیدرآ تا سیل بنشانم ز دیدهگهر در پایت افشانم ز دیده
- غزل شمارهٔ ۳۸۰ خاقانی شروانیای دیده ره ز ظلمت غم چون برون بریچون نور دل نماند برون راه چون بری
- غزل شمارهٔ ۹۱ خاقانی شروانیدل پیش خیال تو صد دیده برافشانددر پای تو هر ساعت جانی دگر افشاند
- غزل شمارهٔ ۱۰۷ خاقانی شروانیحاشا که مرا جز تو در دیده کسی باشدیا جز غم عشق تو در دل هوسی باشد
- شمارهٔ ۳۲۷ خاقانی شروانیگر دیده یک اهل دیده بودیدل مژده پذیر دیده بودی
- غزل شمارهٔ ۳۴۲ خاقانی شروانیبر دیده ره خیال بستیدر سینه به جای جان نشستی
- شمارهٔ ۶۷ - این قصیدهٔ را نهزة الارواح و نزهة الاشباح گویند و در کعبهٔ معظمه انشاء کرده مطلع اول صفت عشق و مقصد صدق کند و باز شرح منازل و مناسک راه کعبه دهد از بغداد تا مکه خاقانی شروانیشب روان در صبح صادق کعبهٔ جان دیدهاندصبح را چون محرمان کعبه عریان دیدهاند
