جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵۸ نتیجه برای «پیش» با فیلتر خیام · صفحهٔ ۱ از ۵
- شمارهٔ ۴ خیام نیشابوریپیش از من و تو، لیل و نهاری بوده استوین دَورِ فلک، برایِ کاری بوده است
- رباعی شمارهٔ ۲۰ خیام نیشابوریپیش از من و تو لیل و نهاری بودهستگردنده فلک نیز به کاری بوده است
- شمارهٔ ۳۸ خیام نیشابوریزآن پیش که از زمانه تابی بخوریمباری بههم ای دوست شرابی بخوریم
- رباعی شمارهٔ ۸۰ خیام نیشابوریزآن پیش که بر سرت شبیخون آرندفرمای که تا بادهٔ گلگون آرند
- رباعی ۱۲۹ خیام نیشابوریزان پیش که نامِ تو ز عالَم برودمِی خور که چو می به دل رسد غم برود
- رباعی ۱۳ خیام نیشابوری* آنان که ز پیش رفتهاند ای ساقیدر خاکِ غرور خفتهاند ای ساقی
- بخش ۱۲ - حکایت خیام نیشابوریگویند اسکندر رومی پیش از آنک گرد جهان بگشت خوابهای گوناگون میدید که همه راه بدان میبرد که این جهان او را شود و از آن خوابها یکی آن بود که جمله جهان یکی انگشتری شدی و به انگشت وی اندر آمدی ولیکن او را نگین نبودی. چون از …
- بخش ۲۲ - حکایت خیام نیشابوریگویند بهرام گور روزی پیش نعمان منذر ایستاده بود که پروردگار او بود، بیک کمان دو تیر انداخت و دو مرغ را بدان دو تیر از هوا فرود آورد، نعمان گفت ای پسر تا جهان بوده است نه چون تو تیر انداز بود و نه تا جهان باشد خواهد بود،
- بخش ۲۷ - حکایت خیام نیشابوری… ی امیری رسولی فرستاد به ملک فارس با تیغی برهنه. گفت « این تیغ (ببر) و پیش او بنه و چیزی مگو » رسول بیامد و همچنان کرد. چون تیغ بنهاد و سخن نگفت مَلِک وزیر را فرمود « جوابش بازده » وزیر سرِ دوات بگشاد و یکی قلم سوی وی اند …
- بخش ۳۶ - حکایت خیام نیشابوری… بود برادر فخرالدوله، بر منظره نشسته بود، و امیر ابوالعباس کودک بود از پیش وی فرود آمده بود، خادمی باشه بر دست داشت، آن باشه بخواست و بر دست نشاند، دران میان از دهن خیو بینداخت، چون سوی عبدالله خطیب آمد او را ملامت نمود، …
- بخش ۴ - آمدن موبد موبدان و نوروزی آوردن خیام نیشابوری… م بود چنان بوده است که روز نوروز نخست کس از مردمان بیگانه موبد موبدان پیش ملک آمدی با جام زرین پرمی، و انگشتری، و درمی و دیناری خسروانی، و یک دسته خوید سبز رسته، و شمشیری، و تیر و کمان، و دوات و قلم، واسپی، و بازی، و غلا …
- بخش ۳۱ - حکایت خیام نیشابوریخسرو پرویز را اسپ شبدیز پیش آوردند تا بر نشیند، گفت «اگر برتر از آدمی یزدان را بنده بودی جهان بما ندادی، و اگر برتر از اسپ چهارپایی بودی اسپ را بر نشست ما نکردی» و همو گوید که «پادشاه، سالارِ مردانست و اسپ سالارِ چها …
