جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲٬۸۹۰ نتیجه برای «بد» با فیلتر مولانا · صفحهٔ ۱ از ۲۴۱
- غزل شمارهٔ ۴۵۳ جلال الدین محمد مولویبُد دوش بیتو تیره شب و روشنی نداشتشمع و سماع و مجلس ما چاشنی نداشت
- رباعی شمارهٔ ۱۷۹۶ جلال الدین محمد مولویبد میکنی و نیک طمع میداریهم بد باشد سزای بدکرداری
- بخش ۱۲۴ - بیان آنک مجموع عالم صورت عقل کل است چون با عقل کل بهکژروی جفا کردی صورت عالم ترا غم فزاید اغلب احوال چنانک دل با پدر بد کردی صورت پدر غم فزاید ترا و نتوانی رویش را دیدن اگر چه پیش از آن نور دیده بوده باشد و راحت جان جلال الدین محمد مولویپس قیامت نقد حال تو بوَدپیش تو چرخ و زمین مبدل شود
- بخش ۴۷ - در تفسیر قول مصطفی علیهالسلام لا بد من قرین یدفن معک و هو حی و تدفن معه و انت میت ان کان کریما اکرمک و ان کان لیما اسلمک و ذلک القرین عملک فاصلحه ما استطعت صدق رسولالله جلال الدین محمد مولویگر بود نیکو ابد یارت شودور بود بد در لحد مارت شود
- بخش ۲۰۲ - ذکرخیال بد اندیشیدن قاصر فهمان جلال الدین محمد مولویکز شعاع آفتاب پر ز نورغیر گرمی مینیابد چشم کور
- بخش ۱۰۵ - حکایت آن مخنث و پرسیدن لوطی ازو در حالت لواطه کی این خنجر از بهر چیست گفت از برای آنک هر کی با من بد اندیشد اشکمش بشکافم لوطی بر سر او آمد شد میکرد و میگفت الحمدلله کی من بد نمیاندیشم با تو «بیت من بیت نیست اقلیمست هزل من هزل نیست تعلیمست» ان الله لایستحیی ان یضرب مثلا ما بعوضة فما فوقها ای فما فوقها فی تغییر النفوس بالانکار ان ما ذا اراد الله بهذا مثلا و آنگه جواب میفرماید کی این خواستم یضل به کثیرا و یهدی به کثیرا کی هر فتنهای همچون میزانست بسیاران ازو سرخرو شوند و بسیاران بیمراد شوند و لو تاملت فیه قلیلا وجدت من نتایجه الشریفة کثیرا جلال الدین محمد مولویگفت آنک با من ار یک بدمنشبد بیندیشد بدرم اشکمش
- بخش ۷۸ - در معنی این کی ارنا الاشیاء کما هی و معنی این کی لو کشف الغطاء ما از ددت یقینا و قوله در هر که تو از دیدهٔ بد مینگری از چنبرهٔ وجود خود مینگری پایهٔ کژ کژ افکند سایه جلال الدین محمد مولویصبح کاذب آید و نفریبدشصبحِ کاذب عالَم و نیک و بَدَش
- بخش ۱۰۶ - رفتن پسران سلطان به حکم آنک الانسان حریص علی ما منع ما بندگی خویش نمودیم ولیکن خوی بد تو بنده ندانست خریدن به سوی آن قلعهٔ ممنوع عنه آن همه وصیتها و اندرزهای پدر را زیر پا نهادند تا در چاه بلا افتادند و میگفتند ایشان را نفوس لوامه الم یاتکم نذیر ایشان میگفتند گریان و پشیمان لوکنا نسمع او نعقل ماکنا فی اصحاب السعیر جلال الدین محمد مولویتا چه صورت باشد آن بر وفق خوداندر آرد جسم را در نیک و بد
- رباعی شمارهٔ ۱۵۶۸ جلال الدین محمد مولویدل در تو گمان بد برد دور از تواین نیز ز ضعف خود برد دور از تو
- بخش ۲۱ - بیان دوازده سبط از نصاری جلال الدین محمد مولویقوم عیسی را بُد اندر دار و گیرحاکمانْشان دَه امیر و دو امیر
- غزل شمارهٔ ۷۵۶ جلال الدین محمد مولویعلتی باشد که آن اندر بهاران بد شودگر زمستان بد بود اندر بهاران صد شود
- غزل شمارهٔ ۸۹۳ جلال الدین محمد مولوینیک بدست آنک او شد تلف نیک و بددل سبد آمد مکن هر سقطی در سبد
