جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۴۳۱ نتیجه برای «دلم» با فیلتر مولانا · صفحهٔ ۱ از ۳۶
- غزل شمارهٔ ۶۷۱ جلال الدین محمد مولویدلم را ناله سرنای بایدکه از سرنای بوی یار آید
- غزل شمارهٔ ۶۵۹ جلال الدین محمد مولویدلم امروز خوی یار داردهوای روی چون گلنار دارد
- غزل شمارهٔ ۲۴۱۱ جلال الدین محمد مولویدلم چو دیده و تو چون خیال در دیدهزهی مبارک و زیبا به فال در دیده
- غزل شمارهٔ ۲۵۳۰ جلال الدین محمد مولویدلم همچون قلم آمد در انگشتان دلداریکه امشب مینویسد زی نویسد باز فردا ری
- فصل پنجاه و هفتم - عارفی گفت رفتم در گلخنی تا دلم بگشاید جلال الدین محمد مولویعارفی گفت: رفتم در گلخنی تا دلم بگشاید که گریزگاهِ بعضی اولیا بوده است؛ دیدم رییس گلخن را شاگردی بود، میان بسته بود کار میکرد و اوش میگفت که «این بکن و آن بکن» او چست کار میکرد. گلخنتاب را خوش آمد از چستیِ او در فرما …
- رباعی شمارهٔ ۱۵۳ جلال الدین محمد مولویاز حلقهٔ گوش از دلم باخبر استدر حلقهٔ او دل از همه حلقهتر است
- رباعی شمارهٔ ۱۶۱ جلال الدین محمد مولویافکند مرا دلم به غوغا و گریختجان آمد و هم از سر سودا و گریخت
- رباعی شمارهٔ ۲۰۰ جلال الدین محمد مولویای کز تو دلم پر سمن و یاسمنستوز دولت تو کیست که او همچو منست
- رباعی شمارهٔ ۲۹۲ جلال الدین محمد مولویحاشا که دلم ز شبنشینی سیر استیا ساقی ما بیمدد و ادبیر است
- رباعی شمارهٔ ۳۶۱ جلال الدین محمد مولویعشقت به دلم درآمد و شاد برفتبازآمد و رخت خویش بنهاد برفت
- رباعی شمارهٔ ۳۸۷ جلال الدین محمد مولویگفتم دلم از تو بوسهای خواهانستگفتا که بهای بوسهٔ ما جانست
- رباعی شمارهٔ ۳۹۱ جلال الدین محمد مولویگفتم که دلم آلت و انگاز منستمانند رباب دل همآواز منست
