جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲٬۲۹۸ نتیجه برای «کو» با فیلتر مولانا · صفحهٔ ۱ از ۱۹۲
- رباعی شمارهٔ ۷۹۹ جلال الدین محمد مولویکو پای که او باغ و چمن را شایدکو چشم که او سرو و سمن را شاید
- غزل شمارهٔ ۱۲۷ جلال الدین محمد مولویکو مطرب عشق چست داناکز عشق زند نه از تقاضا
- غزل شمارهٔ ۳۰۰ جلال الدین محمد مولویکو همه لطف که در روی تو دیدم همه شبوآن حدیثِ چو شکر کز تو شنیدم همه شب
- غزل شمارهٔ ۱۸۱۳ جلال الدین محمد مولویکو خر من کو خر من پار بمرد آن خر منشکر خدا را که خرم برد صداع از سر من
- بخش ۱۲۶ - صید کردن شیر آن خر را و تشنه شدن شیر از کوشش، رفت به چشمه تا آب خورد تا باز آمدنِ شیر جگربند و دل و گرده را روباه خورده بود کی لطیفترست، شیر طلب کرد دل و جگر نیافت از روبه پرسید کی کو دل و جگر؟ روبه گفت اگر او را دل و جگر بودی آنچنان سیاستی دیده بود آن روز و به هزار حیله جان برده؛ کی برِ تو باز آمدی؟ لوکنا نسمع او نعقل ماکنا فی اصحاب السعیر جلال الدین محمد مولویتشنه شد از کوشش آن سلطان ددرفت سوی چشمه تا آبی خورد
- بخش ۱۴۴ - حکایت آن زن کی گفت شوهر را کی گوشت را گربه خورد شوهر گربه را به ترازو بر کشید گربه نیم من برآمد گفت ای زن گوشت نیم من بود و افزون اگر این گوشتست گربه کو و اگر این گربه است گوشت کو جلال الدین محمد مولویمرد گفتش گوشت کو مهمان رسیدپیش مهمان لوت میباید کشید
- بخش ۱۰۹ - حکایت آن دو برادر یکی کوسه و یکی امرد در عزب خانهای خفتند شبی اتفاقا امرد خشتها بر مقعد خود انبار کرد عاقبت دباب دب آورد و آن خشتها را به حیله و نرمی از پس او برداشت کودک بیدار شد به جنگ کی این خشتها کو کجا بردی و چرا بردی او گفت تو این خشتها را چرا نهادی الی آخره جلال الدین محمد مولویامردی و کوسهای در انجمنآمدند و مجمعی بد در وطن
- غزل شمارهٔ ۳۱۱ جلال الدین محمد مولویزشت کسی کو نشد مسخره یار خوبدست نگر پا نگر دست بزن پا بکوب
- رباعی شمارهٔ ۴۳۳ جلال الدین محمد مولویهر جان عزیز کو شناسای رهستداند که هر آنچه آید از کارگه است
- رباعی شمارهٔ ۵۸۲ جلال الدین محمد مولویبر گور من آن کو گذرد مست شودور ایست کند تا بابد مست شود
- رباعی شمارهٔ ۸۵۰ جلال الدین محمد مولویهر کو بگشاده گرهی میبنددبر حال خود و حال جهان میخندد
- رباعی شمارهٔ ۱۵۲۱ جلال الدین محمد مولویهر مطرب کو نیست ز دل دفتر خوانآن مطرب را تو مطرب دفتر خوان
