کو خر من کو خر من پار بمرد آن خر من
شکر خدا را که خرم برد صداع از سر من
۱گاو اگر نیز رود تا برود غم نخورم
نیست ز گاو و شکمش بوی خوش عنبر من
۲گاو و خری گر برود باد ابد در دو جهان
دلبر من دلبر من دلبر من دلبر من
۳حلقه به گوش است خرم گوش خر و حلقه زر
حیف نگر حیف نگر وازر من وازر من
۴سر کشد و ره نرود ناز کند جو نخورد
جز تل سرگین نبود خدمت او بر در من
۵گاو بر این چرخ بر این گاو دگر زیر زمین
زین دو اگر من بجهم بخت بود چنبر من
۶رفتم بازار خران این سو و آن سو نگران
از خر و از بنده خر سیر شد این منظر من
۷گفت کسی چون خر تو مرد خری هست بخر
گفتم خاموش که خر بود به ره لنگر من
۸