آینهای بزدایم از جهت منظر من
وای از این خاک تنم تیره دل اکدر من
۱رفت شب و این دل من پاک نشد از گل من
ساقی مستقبل من کو قدح احمر من
۲رفت دریغا خر من مرد به ناگه خر من
شکر که سرگین خری دور شدهست از در من
۳مرگ خران سخت بود در حق من بخت بود
زانک چو خر دور شود باشد عیسی بر من
۴از پی غربیل علف چند شدم مات و تلف
چند شدم لاغر و کژ بهر خر لاغر من
۵آنچ که خر کرد به من گرگ درنده نکند
رفت ز درد و غم او حق خدا اکثر من
۶تلخی من خامی من خواری و بدنامی من
خون دل آشامی من خاک از او بر سر من
۷شارِقِ من فارقِ من از نظرِ خالقِ من
شمع کُشی دیده کَنی در نظر و منظر من
۸