جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۳ نتیجه برای «بدو» با فیلتر دیوان اشعار (سعدی) · صفحهٔ ۱ از ۲
- رباعی شمارهٔ ۱۰۲ سعدی شیرازیآن رفته که بود دل بدو مشغولموافکنده به شمشیر جفا مقتولم
- رباعی شمارهٔ ۳۰ سعدی شیرازیروی تو به فال دارم ای حور نژادزیرا که بدو بوسه همی نتوان داد
- رباعی شمارهٔ ۱۱۴ سعدی شیرازیمن قصهٔ خویشتن بدو چون گویم؟ترکست و به چوگان بزند چون گویم
- غزل شمارهٔ ۱۸۱ سعدی شیرازیما نامه بدو سپرده بودیماو نافه مشک اذفر آورد
- غزل شمارهٔ ۱۹۳ سعدی شیرازیکس ندانم که دل بدو ندهدمگر آن کس که بی بصر باشد
- غزل شمارهٔ ۳۰۵ سعدی شیرازیدل چه بوَد؟ جان که بدو زندهامگو «بده، ای دوست!» که گویم «بگیر»
- غزل شمارهٔ ۴۳ سعدی شیرازیجمال در نظر و شوق همچنان باقیگدا اگر همه عالم بدو دهند گداست
- غزل شمارهٔ ۶۱۴ سعدی شیرازیگر در آفاق بگردی به جز آیینه تو راصورتی کس ننماید که بدو میمانی
- رباعی شمارهٔ ۸۴ سعدی شیرازیمستوری و عاشقی به هم ناید راستگر پرده نخواهی که درد، دیده بدوز
- غزل شمارهٔ ۱۰ سعدی شیرازیای که گفتی دیده از دیدارِ بُترویان بدوزهر چه گویی چاره دانم کرد جز تقدیر را
- غزل شمارهٔ ۷۶ سعدی شیرازیوان سنگدل که دیده بدوزد ز روی خوبپندش مده که جهل در او نیک محکم است
- غزل شمارهٔ ۱۵۲ سعدی شیرازیبر این یکی شده بودم که گرد عشق نگردمقضای عشق درآمد بدوخت چشم درایت
