جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷۰۵ نتیجه برای «دید» با فیلتر سعدی · صفحهٔ ۱ از ۵۹
- شمارهٔ ۴ سعدی شیرازی… ستَد و بول در ظرفش کرد و بداد. مسخره را چون طفل به خانه رفت و آنچنان دید، هیچ نگفت. بعد از مدتی عصّار را دید که از دردِ دندان مینالد. برفت و پارهای نجاستِ خشک در کاغذپارهای کرد و به وی داد. چون به دندان ریخت پرسید که …
- حکایت شمارهٔ ۱۱ سعدی شیرازیمنجّمی به خانه در آمد، یکی مردِ بیگانه را دید با زنِ او به هم نشسته. دشنام و سقط گفت و فتنه و آشوب خاست. صاحبدلی که بر این واقف بود، گفت:
- حکایت شمارهٔ ۱۵ سعدی شیرازیپادشاهی پارسایی را دید.
- حکایت شمارهٔ ۱۶ سعدی شیرازییکی از جملهٔ صالحان به خواب دید پادشاهی را در بهشت و پارسایی در دوزخ.
- شمارهٔ ۲۳ سعدی شیرازیچون دید که پیریم سپیدی بفزودبرگشت و ارادتی زیادت ننمود
- شمارهٔ ۲۷ سعدی شیرازیسرو ِ قد تو خمیده کی خواهم دید؟لعل لب تو مکیده کی خواهم دید؟
- شمارهٔ ۳۲ سعدی شیرازیماه را دید مرغ شب پره گفتشاهدت روی و دلپذیرت خوست
- حکایت شمارهٔ ۲ سعدی شیرازییکی از ملوکِ خراسان محمودِ سبکتگین را به خواب چنان دید که جمله وجود او ریخته بود و خاک شده مگر چشمان او که همچنان در چشمخانه همیگردید و نظر میکرد. سایر حکما از تأویل این فروماندند مگر درویشی که به جای آورد و گفت: هنوز …
- حکایت شمارهٔ ۵ سعدی شیرازیجالینوس ابلهی را دید دست در گریبان دانشمندی زده و بیحرمتی همیکرد. گفت: اگر این نادان نبودی، کارِ وی با نادانان بدین جا نرسیدی.
- غزل شمارهٔ ۵ سعدی شیرازیدریغ صحبت دیرین و حق دید و شناختکه سنگ تفرقه ایام در میان انداخت
- حکایتِ شمارهٔ ۴۲ سعدی شیرازییکی از صاحبدلان، زورآزمایی را دید به هم برآمده و کف بر دماغ انداخته.
- غزل شمارهٔ ۱۳۴ سعدی شیرازیدلی که دید، که پیرامُن خطر میگشت؟چو شمع زار و چو پروانه در به در میگشت
