جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲۰ نتیجه برای «پا» با فیلتر سعدی، سایر قالبها · صفحهٔ ۱ از ۱۰
- حکایت شمارهٔ ۲۴ سعدی شیرازیدست و پابریدهای هزارپایی بکُشت. صاحبدلی بر او گذر کرد و گفت: سُبْحٰانَالله! با هزار پایْ که داشت چون اجلش فرا رسید از بیدستوپایی گریختن نتوانست.
- شمارهٔ ۲ سعدی شیرازیای فتنهٔ زمانه! دَمی پیش ما بخفتوی کیرِ خفته! وقتِ به پا ایستادن است
- شمارهٔ ۱۴ سعدی شیرازیشاخ که با میوههاست، سنگ به پا میخوردبید مگر فارغست، از ستم نابکار
- المجلس الثالث سعدی شیرازی… لَ قائلُ الاِباحة راحة و المنع الکفر السراویل حجاب و البزاق بدعة. همه پایها برداریم و دستها بفشاریم و بگوییم یا رب این دعا را به خانمان و فرزندان مجلسیان برسان.
- حکایت شمارهٔ ۱ سعدی شیرازییکی از بزرگان گفت پارسایی را: چه گویی در حقِ فلان عابد که دیگران در حقِ وی به طعنه سخنها گفتهاند؟
- حکمت شمارهٔ ۴ سعدی شیرازیهر که پرهیز و علم و زهد فروختخرمنی گرد کرد و پاک بسوخت
- حکایت شمارهٔ ۴ سعدی شیرازیروزی به غرور جوانی سخت رانده بودم و شبانگاه به پای گریوهای سست مانده.
- حکایت شمارهٔ ۵ سعدی شیرازیگفت: هٰذَا الْمِقْدارُ یَحْمِلُکَ و مٰازادَ عَلیٰ ذٰلِکَ فَاَنْتَ حامِلُهُ. یعنی این قدر تو را بر پای همیدارد و هر چه بر این زیادت کنی، تو حمّال آنی.
- شمارهٔ ۶ سعدی شیرازیباری چو گناهکار میباید بودهم در کفِ پاک بِه که در کونِ پَلَشت
- حکمت شمارهٔ ۶ سعدی شیرازیمُلک از خردمندان جمال گیرد و دین از پرهیزگاران کمال یابد. پادشاهان به صحبت خردمندان از آن محتاجترند که خردمندان به قربت پادشاهان.
- حکایت شمارهٔ ۸ سعدی شیرازیطاووس را به نقش و نگاری که هست، خلق تحسین کنند و او خجل از پای زشتِ خویش
- حکمت شمارهٔ ۹ سعدی شیرازیبه دوستی پادشاهان اعتماد نتوان کرد و بر آواز خوش کودکان، که آن به خیالی مبدل شود و این به خوابی متغیر گردد.
