باد بهاری وزید، از طرف مَرغزار
باز به گردون رسید، نالهٔ هر مُرغِ زار
۱سرو شد افراخته، کار چمن ساخته
نعرهزنان فاخته، بر سر بید و چنار
۲گل به چمن در بر است، ماه مگر یا خور است
سرو به رقص اندرست، بر طرف جویبار
۳شاخ که با میوههاست، سنگ به پا میخورد
بید مگر فارغست، از ستم نابکار
۴شیوهٔ نرگس ببین، نزد بنفشه نشین
سوسن رعنا گزین، زرد شقایق ببار
۵خیز و غنیمت شمار، جنبش باد ربیع
نالهٔ موزون مرغ، بوی خوش لالهزار
۶هر گل و برگی که هست، یاد خدا میکند
بلبل و قمری چه خواند؟ یاد خداوندگار
۷برگ درختان سبز، پیش خداوند هوش
هر ورقی دفتریست، معرفت کردگار
۸وقت بهارست خیز، تا به تماشا رویم
تکیه بر ایام نیست، تا دگر آید بهار
۹بلبل دستان بخوان، مرغ خوشالحان بدان
طوطی شکرفشان، نقل به مجلس بیار
۱۰بر طرف کوه و دشت، روز طوافست و گشت
وقت بهاران گذشت، گفتهٔ سعدی بیار
۱۱