غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۵ سعدی

شاعر
سعدی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

آن که دل من چو گوی در خم چوگان اوست

موقف آزادگان بر سر میدان اوست

۱

ره به در از کوی دوست نیست که بیرون برند

سلسله پای جمع زلف پریشان اوست

۲

چند نصیحت کنند بی‌خبرانم به صبر

درد مرا ای حکیم صبر نه درمان اوست

۳

گر کند انعام او در من مسکین نگاه

ور نکند حاکمست بنده به فرمان اوست

۴

گر بزند بی‌گناه عادت بخت منست

ور بنوازد به لطف غایت احسان اوست

۵

میل ندارم به باغ انس نگیرم به سرو

سروی اگر لایقست قد خرامان اوست

۶

چون بتواند نشست آن که دلش غایبست

یا بتواند گریخت آن که به زندان اوست

۷

حیرت عشاق را عیب کند بی‌بصر

بهره ندارد ز عیش هر که نه حیران اوست

۸

چون تو گلی کس ندید در چمن روزگار

خاصه که مرغی چو من بلبل بستان اوست

۹

گر همه مرغی زنند سخت‌کمانان به تیر

حیف بود بلبلی کاین همه دستان اوست

۱۰

سعدی اگر طالبی راه رو و رنج بر

کعبه دیدار دوست صبر بیابان اوست

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: اوستقافیه: ـان۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«اوست» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. اوستاوست
  2. برنداوست
  3. صبراوست
  4. نگاهاوست
  5. منستاوست
  6. سرواوست
  7. غایبستاوست
  8. بی‌بصراوست
  9. روزگاراوست
  10. تیراوست
  11. براوست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ سعدی

۲٬۰۱۰ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶۳۷ شعر) قرار دارد.