بخش
ملحقات و مفردات سعدی
این بخش از «دیوان اشعار» سعدی است و ۳۱ مورد منتشرشده دارد.
- مورد منتشرشده
- ۳۱
- صفحه
- ۲
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۱شمارهٔ ۱ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارابه وصل خود دوایی کن دل دیوانه ما راخواندن شعر ‹
- ۲شمارهٔ ۲میندانم چه کنم چاره من این دستان راتا به دست آورم آن دلبر پردستان راخواندن شعر ‹
- ۳شمارهٔ ۳ای مسلمانان فغان زان نرگس جادو فریبکو به یک ره بُرد از من صبر و آرام و شکیبخواندن شعر ‹
- ۴شمارهٔ ۴قیامتست سفر کردن از دیار حبیبمرا همیشه قضا را قیامتست نصیبخواندن شعر ‹
- ۵شمارهٔ ۵چشم تو طلسم جاودانستیا فتنهٔ آخرالزمانستخواندن شعر ‹
- ۶شمارهٔ ۶حالم از شرح غمت افسانه(ایست)چشمم از عکس رخت بتخانه(ایست)خواندن شعر ‹
- ۷شمارهٔ ۷خستهٔ تیغ فراقم سخت مشتاقم به غایتای صبا آخر چه گردد گر کنی یکدم عنایت؟خواندن شعر ‹
- ۸شمارهٔ ۸میروم با درد و حسرت از دیارت خیر بادمیگذارم جان به خدمت یادگارت خیر بادخواندن شعر ‹
- ۹شمارهٔ ۹ما ترک سر بگفتیم، تا دردسر نباشدغیر از خیال جانان، در جان و سر نباشدخواندن شعر ‹
- ۱۰شمارهٔ ۱۰بخت و دولت به برم زآب روان باز آمدوز سعادت به سرم سرو روان باز آمدخواندن شعر ‹
- ۱۱شمارهٔ ۱۱رفت آن کم بر تو آبی بودیا سلام مرا جوابی بودخواندن شعر ‹
- ۱۲شمارهٔ ۱۲یاد دارم که روزگاری بودکه مرا پیش غمگساری بودخواندن شعر ‹
- ۱۳شمارهٔ ۱۳ - خسرو من چون به بارگاه (برآید)خسرو من چون به بارگاه برآیدنعره و فریاد از سپاه برآیدخواندن شعر ‹
- ۱۴شمارهٔ ۱۴باد بهاری وزید، از طرف مَرغزارباز به گردون رسید، نالهٔ هر مُرغِ زارخواندن شعر ‹
- ۱۵شمارهٔ ۱۵ایا نسیم سحر بوی زلف یار بیارقرار دل ز سر زلف بیقرار بیارخواندن شعر ‹
- ۱۶شمارهٔ ۱۶اگر چه دل به کسی داد، جان ماست هنوزبه جان او که دلم بر سر وفاست هنوزخواندن شعر ‹
