ملحقات و مفردات

شمارهٔ ۵ سعدی

شاعر
سعدی
وزن
مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

چشم تو طلسم جاودانست

یا فتنهٔ آخرالزمانست

۱

تا چشم بدی به زیر بنهد

دیگر به کرشمه در نهانست

۲

ما را به کرشمه صید کردست

چشمت که چو چشم آهوانست

۳

با لشکر غمزهٔ تو در شهر

( ... ) الامانست

۴

پیکان خدنگ غمزهٔ تو

شک نیست که زهر بی‌کمانست

۵

از لعل لب شکرفشانت

یک بوسه به صد هزار جانست

۶

ارزان شده است بوسهٔ تو

ارزان چه بود که رایگانست

۷

هستم همه ساله دست بر سر

چون پای فراق در میانست

۸

گویند صبور باش سعدی

این کار به گفت دیگرانست

۹

دربارهٔ سعدی

۲٬۰۱۰ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ ملحقات و مفردات (۳۱ شعر) قرار دارد.