غزلیاتغزل شمارهٔ ۸۰ سعدیشاعرسعدیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریاین خط شریف از آن بنان استوین نقل حدیث از آن دهان است۱این بوی عبیر آشناییاز ساحت یار مهربان است۲مُهر از سر نامه برگرفتمگفتی که سر گلابدان است۳قاصد مگر آهوی ختن بودکَش نافهٔ مشک در میان است۴این خود چه عبارت لطیف استوین خود چه کفایت بیان است۵معلوم شد این حدیث شیرینکز منطق آن شکرفشان است۶این خط به زمین نشاید انداختکز جانب ماه آسمان است۷روزی برود روان سعدیکاین عیش نه عیش جاودان است۸خرم تن او که چون روانشاز تن برود سخن روان است۹