جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۵ نتیجه برای «ازان» با فیلتر وحشی بافقی، مثنوی · صفحهٔ ۱ از ۲
- بخش ۱۴ - حکایت وحشی بافقیاز آن گل شاخ امیدی دمیدهبه نشو خاص ازان گل سر کشیده
- بخش ۲ - در ستایش پروردگار وحشی بافقیچراغافروز ناز جانگدازاننیازآموز طور عشقبازان
- بخش ۹ - گفتار در نکویی خموشی و عشق وحشی بافقینموداری ز عشق پاک بازانبیانش از زبان جان گدازان
- از نامهٔ پرسوز و گدازی که شاعر شوریده دل به دلدار سفر کردهٔ خود نگاشته است وحشی بافقیعلمدار سپاه جان گدازانترنم ساز بزم نوحه سازان
- بخش ۱۹ - گفتار در بیرون آمدن شیرین از مشکوی خسرو وحشی بافقیخود اندر پیش و آن پوشیده رویانسراسیمه ز پی تازان و پویان
- بخش ۲۲ - گفتار درآوردن خادمان شیرین فرهاد را در نزد آن ماه جبین و دلربایی آن نازنین از فرهاد وحشی بافقیز پی تازان بتان سر خوش مستیکی شیشه یکی پیمانه در دست
- بخش ۲۵ - در بیان گرفتاری فرهاد به کمند عشق شیرین وحشی بافقیبه سان همت عشاق عالیچون عهد عشق بازان لایزالی
- بخش ۲۳ - گفتار اندر دلربایی شیرین از فرهاد مسکین و گفت و شنید آن دو به طریق راز و نیاز در پردهٔ راز وحشی بافقیبگفت این عشقبازان خود کیانندبگفتا سختقومی مهربانند
- بخش ۴۴ - امتحان کردن شیرین فرهاد را در عشق وحشی بافقیبمان چندی بر این سرکوه چون برفگدازان کن به یادم عمر را صرف
- عروس خیال از حجلهٔ اندیشه برون آوردن و او را در نظر ناظران جلوه دادن در تعریف بزمگاه سرور و صفت دامادی منظور وحشی بافقیسرافرازان لشکر سرکشیدندبه پای تخت خاصان آرمیدند
- بخش ۳۲ - در اظهار نمودن شیرین محبت خویش را به آن غمین مهجور وحشی بافقیاگر گویی نشان عشقبازانتنی لاغر بود جسمی گدازان
- رفتن شاهزاده منظور به شکار و باز را بر کبک انداختن و شام فراق ناظر را به صبح وصال مبدل ساختن وحشی بافقینیامد کس کز ایشان حال پرسیمز دمسازان خود احوال پرسیم
