جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۹۵ نتیجه برای «خاک» با فیلتر دیوان اشعار (وحشی بافقی) · صفحهٔ ۱ از ۸
- رباعی شمارهٔ ۱۸ وحشی بافقیجرم است سراپای من خاک نهادلیکن بودم به عفو او خاطر شاد
- رباعی شمارهٔ ۳۹ وحشی بافقینوروز شد و بنفشه از خاک دمیدبر روی جمیلان چمن نیل کشید
- شمارهٔ ۳۶۷ وحشی بافقیگذشتم از درت بر خاک سد جا چشم تر ماندهببین کز اشک سرخم سد نشان بر خاک در مانده
- سوگواری بر مرگ شاه وحشی بافقیاز چه رو خاک سیه گردون به فرق ماه کردمشعل خورشید را گردون چرا پر کاه کرد
- از نامهٔ پرسوز و گدازی که شاعر شوریده دل به دلدار سفر کردهٔ خود نگاشته است وحشی بافقیمنم با خاک ره یکسان غباریبه کوی غم نشسته خاکساری
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲ - در ستایش علی«ع» وحشی بافقیزلف پیش پای او بر خاک میساید جبینهمچو هندویی که پیش بت نهد سر بر زمین
- شمارهٔ ۲۰ وحشی بافقیساکن گلخن شدم تا صاف کردم سینه رادادم از خاکستر گلخن صفا آیینه را
- شمارهٔ ۲۱ وحشی بافقیچهره خاک آلود وحشی میرسد چون گرد باداز کجا میآید این دیوانهٔ سر در هوا
- شمارهٔ ۲۳ وحشی بافقیزهر ندامتیست که بردیم زیر خاکاین سبزهای که سر زده از روی خاک ما
- شمارهٔ ۲۸ وحشی بافقیباده گر بر خاک ریزی به که در جام رقیبمیخورد با او کسی حیف از تو و حیف از شراب
- شمارهٔ ۳۱ وحشی بافقیدورم از خاک در یار و به مردن نزدیکچون کنم چارهٔ من چیست در این باب امشب
- شمارهٔ ۳۵ وحشی بافقیگرچه وحشی خاک شد بنشست همچون گردباداز زمین دیگر به عزم کعبهٔ مقصود خاست
