جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۴۰۰ نتیجه برای «سر» با فیلتر وحشی بافقی · صفحهٔ ۱ از ۳۴
- شمارهٔ ۳۲ - سر کل وحشی بافقینشستم دوش در کنجی که سازمسر کل را به زیر فوطه پنهان
- بخش ۱ - سر آغاز وحشی بافقیز آب خضر سرزده گلها در اوغنچه گشا باد مسیحا در او
- نظر اعتبار بر صورت عالم گشودن و راه سخن به گام عرفان طی نمودن در سر این معنی که درون از پردهٔ موجودات واجبالوجودی هست و برون از حلقهٔ کاینات معبودی که حرکت هر جانداری از قدرت اوست و کثرت تغییر عالم شاهد بر وحدت او وحشی بافقیازین خواب پریشان سر برآورسری در جمع بیداران در آور
- در تعریف محیطی که موجش با قوس قزح برابری میکرد و کشتیش به زورق آفتاب سر در نمیآورد وحشی بافقیکمان اما ز بند چله آزادز تیرش پردهٔ سر رفته بر باد
- رو به میدان معانی کردن و تیغ دو زبان برآوردن در مدح شهسواری که از دو انگشت نوک تیغ دو سر دیدهٔ شرک را کور نمود و از بنان ذوالفقار پیکر باب خیبر گشاده وحشی بافقیقضا چون رایت هستی برافراختعلم را عین نامش سر علم ساخت
- رفتن آن شهسوار شهب تازیانه و شاهباز فلک آشیانه به جست و جوی آن آهوی سر در بیابان محنت نهاده و آن طایر دور از مقام عزت فتاده وحشی بافقیبه نزدیک پدر یک روز جا کردبه خسرو مدعای خود ادا کرد
- سر آغاز وحشی بافقیزهی نام تو سر دیوان هستیترا بر جمله هستی پیش دستی
- رسیدن رسولان قیصر به زمین بوس شاه مصر کشور و حرف ناامیدی شنیدن و پا از سر بزم خسروی کشیدن و مقدمهٔ جدال و آغاز قتال وحشی بافقیکه هر صبح اینچنین تا شام منظورنمیگشت از حریم خسروی دور
- شمارهٔ ۱۱ - در خیال تو وحشی بافقیچو وحشی سر به زانو دوش بودم در خیال توکه شبها چیست شغلت ، در کجایی، کیست پهلویت
- رباعی شمارهٔ ۱۴ وحشی بافقیشاها سر روزگار پامال تو بادگردون ز کتل کشان اجلال تو باد
- شمارهٔ ۱۶ وحشی بافقیبر سر نکشت درتب غم هیچکس مراجز دود دل که بست نفس بر نفس مرا
- رباعی شمارهٔ ۳۰ وحشی بافقیمجنون به من بی سر و پا میماندغمخانهٔ من به کربلا میماند
