جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶ نتیجه برای «سینه» با فیلتر ناظر و منظور (وحشی بافقی)
- در تعریف محیطی که موجش با قوس قزح برابری میکرد و کشتیش به زورق آفتاب سر در نمیآورد وحشی بافقیدر آبش سینه چون مرغابیان گمبرون آورده از دریا سر و دم
- نامه جنون ناظر در کشتی و به طوق دیوانگی گردن نهادن وحشی بافقینزد مار غمی برسینهات نیشچرا پیچی بسان مار برخویش
- رسیدن ناظر به کوهی که سنگ و شیشهٔ سپهر را شکستی و پلنگش در کمینگاه گردون نشستی وحشی بافقیز خاک او ز راه سیل شد چاکدر او شد سینهچاکی هرطرف چاک
- رفتن آن شهسوار شهب تازیانه و شاهباز فلک آشیانه به جست و جوی آن آهوی سر در بیابان محنت نهاده و آن طایر دور از مقام عزت فتاده وحشی بافقیخروشان بود از اینسان چند روزیز دل میکرد آه سینه سوزی
- شیر حکمت از پستان خامه گشادن و طفل فسانه را در مهد خیال پرورش دادن در آغاز حکایت عشقبازی و ابتداء روایت نکته سازی وحشی بافقیشدندی صد بیابان بیش در پیشبه تندی از صدای سینه خویش
- رسیدن رسولان قیصر به زمین بوس شاه مصر کشور و حرف ناامیدی شنیدن و پا از سر بزم خسروی کشیدن و مقدمهٔ جدال و آغاز قتال وحشی بافقییلان را نرم گشت از گرز گردننهاده سر به سینه همچو کسکن
