جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۲ نتیجه برای «شب» با فیلتر فرهاد و شیرین (وحشی بافقی) · صفحهٔ ۱ از ۲
- بخش ۴۳ - در بیان مصاحبت شیرین با فرهاد در آن شب وحشی بافقیچو از شب رفت پاسی دست فرهادشد اندر سینهٔ آن سرو آزاد
- بخش ۴۱ - غزل خواندن فرهاد وحشی بافقیچنین بودند تا شب گشت آن روزنهان شد چهر مهر عالم افروز
- بخش ۲ - در ستایش پروردگار وحشی بافقیچو خواهد کس به سختی شب کند روزازو راحت رمد چون آهو از یوز
- بخش ۴۲ - پاسخ دادن شیرین پرستاران را وحشی بافقیبگفت از راز من پوشیده داریدشبی با کوهکن بازم گذارید
- بخش ۳۰ - در بیان چگونگی عشق و آغاز کندن بیستون به نیروی محبت وحشی بافقیبه روز افغانی و شب یاربی داشتزمین عشق خوش روز و شبی داشت
- بخش ۵ - در چگونگی شبی که پیغمبر بر آسمان بر شد وحشی بافقیشبی روشنتر از سرچشمهٔ نوررخ شب در نقاب روز مستور
- بخش ۳۱ - در افزونی محبت فرهاد و شور عشق او در فراق شیرین وحشی بافقیبه روز و شب نه خوردش بود و نه خفتبه خویش از وصل یار افسانه میگفت
- بخش ۲۲ - گفتار درآوردن خادمان شیرین فرهاد را در نزد آن ماه جبین و دلربایی آن نازنین از فرهاد وحشی بافقیصباحی از صبوحی عشرت اندوزخمار شب شکسته جرعهٔ روز
- بخش ۳۹ - پاسخ دادن شیرین فرهاد را وحشی بافقیشب تاریک هجرانت سرآیدمهت با مهر تر از اختر آید
- بخش ۴ - در ستایش حضرت پیغمبر«ص» وحشی بافقیچراغ چشم چرخ انجم افروزز نامش حرز تو مار شب و روز
- بخش ۳ - در راز و نیاز با خداوند وحشی بافقیکسی کو گریه برخود کن شب و روزکه بگذاری بدو آتش بدآموز
- بخش ۳۶ - در توصیف دشتی که رشک گلزار بهشت بود و تفرج شیرین در آن دشت و رسیدن نامهٔ خسرو به او وحشی بافقیبپیمود آتش اندیشه سوزشفروزان کرد ماه شب فروزش
