جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۳۰ نتیجه برای «شه» با فیلتر فرهاد و شیرین (وحشی بافقی) · صفحهٔ ۱ از ۳
- بخش ۶ - در ستایش حضرت علی «ع» وحشی بافقی«سلونی » گفتن از ذاتیست در خورکه شهر علم احمد را بود در
- بخش ۳۶ - در توصیف دشتی که رشک گلزار بهشت بود و تفرج شیرین در آن دشت و رسیدن نامهٔ خسرو به او وحشی بافقیبپیمود آتش اندیشه سوزشفروزان کرد ماه شب فروزش
- بخش ۳۲ - در اظهار نمودن شیرین محبت خویش را به آن غمین مهجور وحشی بافقیچنان بد کن شه خوبان ارمنسر شکر لبان شیرین پر فن
- بخش ۳۷ - در نوشتن شیرین جواب خسرو را و عتاب کردن بدو در عشق و محبت با دیگران وحشی بافقییکی را توتی شهد و شکر کردیکی را قوت دل خون جگر کرد
- بخش ۳۵ - در ستایش پنهان نمودن راز نهانی که آسایش دو جهانیست وحشی بافقیکه آن گوهر که در خورد شهان بودچودل در سینهٔ پاکش نهان بود
- بخش ۳۸ - در بیان وصل و هجران نکویان و رفتن شیرین به تماشای بیستون وحشی بافقیشه از گنج گهر او را خریدارفقیر از آه شبگیرش طلبکار
- بخش ۲۴ - در ستایش معرفت و مقام عشق وحشی بافقیچه از خم چه سبو چه شیشه چه جامدهد مستی به رندن میآشام
- بخش ۲ - در ستایش پروردگار وحشی بافقیبه شهدی داده خوبان را شکرخندکه دل با دل تواند داد پیوند
- بخش ۱۶ - در جستجوی جایی دلکش و سرزمینی خرم وحشی بافقیز ناخوش بانگ آن مرغان گستاخبر آن شد تا پرد زان گوشهٔ کاخ
- بخش ۹ - گفتار در نکویی خموشی و عشق وحشی بافقیفرو گیر این کتاب از گوشه طاقکه نگشودش کس و فرسودش اوراق
- بخش ۴۳ - در بیان مصاحبت شیرین با فرهاد در آن شب وحشی بافقیچو جان و تن به هم پیوسته گشتندز هر اندیشهای وارسته گشتند
- بخش ۲۶ - در گفتگوی شیرین با فرهاد و تعریف کوه بیستون و مأمور نمودن فرهاد به کندن کوه بیستون وحشی بافقییکی کوه از بلندی آسمان رنگازو خورشید و مه را شیشه بر سنگ
