جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۴۰ نتیجه برای «پا» با فیلتر فرهاد و شیرین (وحشی بافقی) · صفحهٔ ۱ از ۴
- بخش ۸ - حکایت وحشی بافقیچه دیدی کاینچنین بیتابی از ویتپان چون ماهی بیآبی از وی
- بخش ۲ - در ستایش پروردگار وحشی بافقیشکرپاش زبانهای شکرریزبه شیرین نکتههای حالتانگیز
- بخش ۴۲ - پاسخ دادن شیرین پرستاران را وحشی بافقیبه محفل هر چه میبایست بردندبه جان پا در ره خدمت فشردند
- بخش ۱۶ - در جستجوی جایی دلکش و سرزمینی خرم وحشی بافقینهد گل زیر پا آسیب خارشنماید آشیان سوراخ مارش
- بخش ۴۳ - در بیان مصاحبت شیرین با فرهاد در آن شب وحشی بافقییکی گشتند همچون شیر و شکرنه از پا باخبر بودند و نی سر
- بخش ۲۶ - در گفتگوی شیرین با فرهاد و تعریف کوه بیستون و مأمور نمودن فرهاد به کندن کوه بیستون وحشی بافقیتنش چون جان چو آن غم در پذیردسراپای وجودش عشق گیرد
- بخش ۳۳ - در حکایت گفتگوی آن بیخبر از مقامات عشق با مجنون و جواب دادن مجنون وحشی بافقینه دستی تا که خار از پا در آرمنه پایی تا ره کویش سپارم
- بخش ۷ - گفتار در آرایش و نکویی سخن وحشی بافقیبدان سرحد مشرف گر کنی پایبدانی پایهٔ نطق گهر زای
- بخش ۱۷ - گفتار در رفتار خادمان شیرین به طلب نزهتگاه دلنشین و پیدا نمودن دشت بیستون و خبردادن شیرین را وحشی بافقیز کس گر سایه بر خاکش فتادیز جا جستی و بر پا ایستادی
- بخش ۲۰ - گفتار اندر طلب نمودن شیرین استادان پرهنر را برای بنا نمودن قصر شیرین و یافتن خادمان فرهاد را وحشی بافقیبود از سخت جانی سنگ فرسایبه پرکاری سبک دست و سبک پای
- بخش ۱۹ - گفتار در بیرون آمدن شیرین از مشکوی خسرو وحشی بافقینمک پاش جراحتهای ناسورز سر تا پا نمک شیرین پرشور
- بخش ۳۰ - در بیان چگونگی عشق و آغاز کندن بیستون به نیروی محبت وحشی بافقیچنان زد تیشه بر آن کوه خارهکه شد آن کوه خارا پاره پاره
