جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۸ نتیجه برای «چشم» با فیلتر فرهاد و شیرین (وحشی بافقی) · صفحهٔ ۱ از ۳
- بخش ۸ - حکایت وحشی بافقیازین پیکر که سازد چشم خیرهچرا عالم کنی بر خویش تیره
- بخش ۲ - در ستایش پروردگار وحشی بافقیگرت عزت دهد رو ناز میکنو گرنه چشم حسرت باز میکن
- بخش ۱۶ - در جستجوی جایی دلکش و سرزمینی خرم وحشی بافقیز همپرواز اگر مرغی فتد دورقفس باشد به چشمش گلشن حور
- بخش ۱۱ - حکایت وحشی بافقیکه لیلی گرچه در چشم تو حوریستبه هر جزوی ز حسن او قصوریست
- بخش ۴۳ - در بیان مصاحبت شیرین با فرهاد در آن شب وحشی بافقیچو شیرین کوهکن را دید با خویشبه تنها دور از چشم بداندیش
- بخش ۶ - در ستایش حضرت علی «ع» وحشی بافقیدو لمعه نوک تیغ او ز یک نوردوبینان را ازو چشم دوبین کور
- بخش ۴۰ - نازل شدن شیرین به دلجویی فرهاد مسکین در دامنهٔ کوه بیستون وحشی بافقینشاندش رو به روی و پرده برداشتکه دیدش کام خشک و چشم تر داشت
- بخش ۱۷ - گفتار در رفتار خادمان شیرین به طلب نزهتگاه دلنشین و پیدا نمودن دشت بیستون و خبردادن شیرین را وحشی بافقیبه هر سر چشمهای، هر مرغزاریهمیکردند بودن را شماری
- بخش ۱۹ - گفتار در بیرون آمدن شیرین از مشکوی خسرو وحشی بافقیز چشم خوابناکش فتنه بر جستبه خدمتکاری قدش کمربست
- بخش ۳۰ - در بیان چگونگی عشق و آغاز کندن بیستون به نیروی محبت وحشی بافقیچنانش ترک چشم آراست خونریزکه در دل یافت ذوق خنجر تیز
- بخش ۵ - در چگونگی شبی که پیغمبر بر آسمان بر شد وحشی بافقیشبی روشنتر از سرچشمهٔ نوررخ شب در نقاب روز مستور
- بخش ۲۲ - گفتار درآوردن خادمان شیرین فرهاد را در نزد آن ماه جبین و دلربایی آن نازنین از فرهاد وحشی بافقیگذشتی چون به طرف چشمه ساریبه آب میفروشستی غباری
