رفتن به محتوای اصلی
دیوان‌سرا
حافظشاعرانجست‌وجوذخیره‌هاهدیه شعرشعر یادم رفته!فال حافظ
فال بگیر
منو
شعر یادم رفته!هدیه شعرحافظشاعرانجست‌وجوذخیره‌ها

جست‌وجو در اشعار

  • متن شعر
  • قافیه و ردیف

    برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقل‌قول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیم‌فاصله در جست‌وجو مهم نیستند.

    • نثر×
    پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
    • همهٔ شاعران
    • حافظ (۰)
    • سعدی (۲)
    • مولانا (۳۵)
    • فردوسی (۰)
    • خیام (۲۰)
    • صائب (۰)
    • عطار (۷۴)
    • ایرج میرزا (۰)
    • نظامی (۰)
    • جامی (۱)
    • باباطاهر (۰)
    • پروین اعتصامی (۰)
    • رودکی (۰)
    • بیدل دهلوی (۰)
    • عبید زاکانی (۱)
    • ناصرخسرو (۲۰۶)
    • خاقانی (۰)
    • وحشی بافقی (۰)
    • اقبال لاهوری (۰)
    • همهٔ قالب‌ها
    • غزل (۲٬۶۶۸)
    • قصیده (۴۱۳)
    • مثنوی (۳٬۲۱۷)
    • رباعی (۵۵۴)
    • قطعه (۱۳۶)
    • نثر (۳۳۹)
    • سایر قالب‌ها (۴۳۴)

    ۳۳۹ نتیجه برای «آمد» با فیلتر نثر · صفحهٔ ۱ از ۲۹

    نتایج بر پایهٔ موضوع و شرح

    این نتایج فقط از موضوع‌ها، مدخل‌های دانشنامه و شرح‌هایی می‌آید که ویراستار تأیید کرده است؛ نشان کنار هر مورد دلیل نمایش آن است.

    • غزل شمارهٔ ۳ حافظ شیرازی (شرح مرتبط: شرح تأییدشدهٔ شعر) — غزل با اغراقی عاشقانه آغاز می‌شود: گوینده حاضر است در برابر دل‌بری معشوق، شهرهای نام‌برده را ببخشد. سپس لذت‌های زمینی، باده و چشم‌اندازهای د
    • غزل شمارهٔ ۱۰ حافظ شیرازی (شرح مرتبط: معنی تأییدشدهٔ بیت) — دیشب پیر و راهنمای ما از مسجد به میخانه آمد. ای یاران طریقت، از این پس چه تدبیری باید در پیش بگیریم؟
    1. بخش ۱۵ - آمِد ناصرخسرو قبادیانیسفرنامهنثرششم روز از دی ماه قدیم به شهر آمِد رسیدیم. بنیاد شهر بر سنگی یک لخت نهاده، و طول شهر به مساحت دو هزار گام باشد و عرض هم چندین. و گرد او سوری کشیده است از سنگ سیاه که خشت‌ها بریده است از صد منی تا یک هزار منی، و پیش روی ا …
    2. فصل ششم - پسر اتابک آمد خداوندگار فرمود جلال الدین محمد مولویفیه ما فیهنثرپسر اتابک آمد خداوندگار فرمود که پدر تو دایماً به حقّ مشغول است و اعتقادش غالب است و در سخنش پیداست. روزی اتابک گفت که کافران رومی گفتند که «دختر را تا به تاتار دهیم که دین یک گردد و این دین نو که مسلمانی است برخیزد» گفت …
    3. بخش ۲۶ - قول بیست و پنجم- اندر آنکه مردم از کجا آمد و کجا همی شود ناصرخسرو قبادیانیزاد المسافریننثر… نیوفتد. و هر چه آن اندر چیزی پدید آید، از چیزی دیگر پدید آید، چو پدید آمدن نور اندر عالم از قرص آفتاب و پدید آمدن تری اندر خاک از آب و جز آن از چیزهایی (که) پدید آید اندر چیزهایی. و هر چه آن پدید آید از چیزی، به محل جزوی …
    4. شمارهٔ ۴ سعدی شیرازیخبیثات و مجالس الهزلنثرشمارهٔ ۴مسخره‌ای را طفلی به وجود آمد؛ به دکان عصّاری رفت تا روغن و شیره بخرد. عصّار زر بِستَد و بول در ظرفش کرد و بداد. مسخره را چون طفل به خانه رفت و آن‌چنان دید، هیچ نگفت. بعد از مدتی عصّار را دید که از دردِ دندان می‌نالد. برف …
    5. بخش ۱۶ - حکایت خیام نیشابورینوروزنامهنثر… یکی خوید‌زار جو بگذشت. خوید را آب داده بودند و آب از کشت‌زار بیرون می‌آمد و راه می‌گرفت و ماه فروردین بود. فرمود که آن آب از جو بیرون می‌آید. یک کوزه پر کردند تا بخورد و گفت جو دانه‌ای مبارک است و خویدش خویدی خجسته و آب …
    6. بخش ۲۸ - حکایت خیام نیشابورینوروزنامهنثرفخرالدوله برادر پناخسرو آنگاه که بگریخت و بنشابور آمد صاحب زبان بر وی دراز کرد، و بنامها وی را نکوهید و عاقش خواند، وی فصلی نبشت و بصاحب فرستاد، و گفت ترا شمشیر و مرا قلم فانظر ایهما اقوی، صاحب در جواب نبشت السیف اقوی و …
    7. بخش ۲۸ - معارضه ناصرخسرو قبادیانیخوان الاخواننثراگر کسی گوید که عالم هیولانی خود از نفس پدید آمد و از طبیعت کلی.
    8. فصل پنجاه و هفتم - عارفی گفت رفتم در گلخنی تا دلم بگشاید جلال الدین محمد مولویفیه ما فیهنثر… و اوش می‌گفت که «این بکن و آن بکن» او چست کار می‌کرد. گلخن‌تاب را خوش آمد از چستیِ او در فرمان‌برداری گفت «آری همچنین چست باش اگر تو پیوسته چالاک باشی و ادب نگاه‌داری مقام خود به تو دهم و ترا بجای خود بنشانم» مرا خنده‌گر …
    9. بخش ۱۳ - حکایت خیام نیشابورینوروزنامهنثر… رد بشکست و از وی بگذشت و به زمین در‌نشست و کس ندانست که آن تیر از کجا آمد. هر چند تجسس کردند پدید نیامد. وی از آن غمناک و به اندیشه شد که «این چه شاید بوَد؟» چون از دانایان و ندیمان خویش بپرسید کس آن تاویل نمی‌دانست و آن …
    10. بخش ۱۶ - حران ناصرخسرو قبادیانیسفرنامهنثرو از شهر آمد به حران دو راهست، یکی را هیچ آبادانی نیست و آن چهل فرسنگست، و بر راهی دیگر آبادانی و دیه های بسیارست و بیشتر اهل آن نصاری باشد و آن شصت فرسنگ باشد. ما با کاروان به راه آبادانی شدیم. صحرایی به غایت هموار بود، …
    11. فصل سی و پنجم - صورت فرع عشق آمدکه بی عشق این صورت جلال الدین محمد مولویفیه ما فیهنثرصورت، فرع عشق آمد که بی‌عشق این صورت را قدر نبوَد. فرع آن باشد که بی‌اصل نتواند بودن پس اللّه را صورت نگویند چون صورت فرع باشد او را فرع نتوان گفتن. گفت که عشق نیز بی‌صورت متصوّر نیست و منعقد نیست پس فرع صورت باشد. گوییم …
    12. بخش ۹۱ - مهروبان ناصرخسرو قبادیانیسفرنامهنثرو چون از خشاب بگذشتیم چنان که ناپدید شد دیگری بر شکل آن پدید آمد اما بر سر این خانه گنبدی نبود همانا تمام نتوانسته‌اند کردن و از آن جا به شهر مهروبان رسیدیم. شهری بزرگ است بر لب دریا نهاده بر جانب شرقی و بازاری بزرگ دارد …
    › قبلی
    1. صفحهٔ ۱
    2. صفحهٔ ۲
    3. …
    4. صفحهٔ ۱۱
    5. …
    6. صفحهٔ ۲۹
    بعدی ‹

    دیوان‌سرا

    فال حافظ و گنجینهٔ شعر نوزده شاعر فارسی؛ با ذکر منبع و نسخه. متن اشعار پس از بررسی منبع و حقوق نشر منتشر می‌شود.

    فال حافظ

    شاعران

    • حافظ
    • سعدی
    • مولانا
    • فردوسی
    • خیام
    • صائب
    • عطار
    • ایرج میرزا
    • نظامی
    • جامی
    • باباطاهر
    • پروین اعتصامی
    • رودکی
    • بیدل دهلوی
    • عبید زاکانی
    • ناصرخسرو
    • خاقانی
    • وحشی بافقی
    • اقبال لاهوری

    شروع مطالعه

    • غزلیات حافظ
    • گلستان سعدی
    • بوستان سعدی
    • مثنوی معنوی
    • شاهنامه
    • رباعیات خیام
    • خمسهٔ نظامی

    اطلاعات

    • درباره
    • منابع و حقوق نشر
    • سیاست تحریریه
    • حریم خصوصی
    • تماس و گزارش خطا
    • جست‌وجو در اشعار
    • حال و هوا
    • مسیرهای مطالعه
    • دانشنامه
    • خط زمان
    • نقشهٔ ادبی
    • مقایسهٔ اشعار
    • شعر یادم رفته!
    • ارتباط شاعران
    • هدیه شعر
    منبع و نسخهٔ هر شعر زیر همان شعر آمده است؛ جزئیات و وضعیت حقوقی در صفحهٔ «منابع و حقوق نشر».