جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۱۳۲ نتیجه برای «نی» با فیلتر مثنوی · صفحهٔ ۱ از ۴۲۸
- بخش ۳۰ - امتحان کردن خواجهٔ لقمان زیرکی لقمان را جلال الدین محمد مولوینی که لقمان را که بندهٔ پاک بودروز و شب در بندگی چالاک بود
- بخش ۴۲ - رسانیدن قاصد نامه لیلی را به مجنون و خواندن وی آن نامه را جامینی باد و ز باد گرم روترنی سیل و ز سیل تیزدوتر
- بخش ۴۴ - قصه عاشق شدن صاحب فتوحات مکیه قدس الله تعالی سره که عشق مفرط از دل وی سر زده بود و معشوق معین و معلوم نی جامیپیر توحید شیخ محیی الدینآفتاب سپهر کشف و یقین
- بخش ۱۴ - حکایت آن پاره دوز به خرقه پاره دوزی اسباب معیشت اندوز که هر میوه تازه که رسیدی از آن مقداری خریدی و پیش عیال و اطفال خود بردی و با ایشان خوردی و گفتی به این خرسند باشید و چهره همت خود را به اندیشه زیادت نخراشید که طعم این میوه همه سال جز این نیست و مرا استطاعت خریدن بیش ازین نی جامیترک آز و آرزومندی کنیدطبع را مایل به خرسندی کنید
- بخش ۱۰۹ - تفسیر دعای آن دو فرشته کی هر روز بر سر هر بازاری منادی میکنند کی اللهم اعط کل منفق خلفا اللهم اعط کل ممسک تلفا و بیان کردن کی آن منفق مجاهد راه حقست نی مسرف راه هوا جلال الدین محمد مولویامر حق را باز جو از واصلیامر حق را در نیابد هر دلی
- بخش ۲۳ - در بیان آنک این اختلافات در صورت روش است نی در حقیقت راه جلال الدین محمد مولوینیست یکرنگی کزو خیزد ملالبل مثال ماهی و آب زلال
- بخش ۱۷۴ - شناختن هر حیوانی بوی عدو خود را و حذر کردن و بطالت و خسارت آنکس کی عدو کسی بود کی ازو حذر ممکن نیست و فرار ممکن نی و مقابله ممکن نی جلال الدین محمد مولویروز خفاشک نیارد بر پریدشب برون آمد چو دزدان و چرید
- بخش ۴۱ - در صفت نی عطار نیشابوریتهی و قعر جان را دُر همی دادنی و خوشی چو شکّر پُر همی داد
- بخش ۶۱ - صاحبدلی دید سگ حامله در شکم آن سگبچگان بانگ میکردند در تعجب ماند کی حکمت بانگ سگ پاسبانیست بانگ در اندرون شکم مادر پاسبانی نیست و نیز بانگ جهت یاری خواستن و شیر خواستن باشد و غیره و آنجا هیچ این فایدهها نیست چون به خویش آمد با حضرت مناجات کرد و ما یعلم تاویله الا الله جواب آمد کی آن صورت حال قومیست از حجاب بیرون نیامده و چشم دل باز ناشده دعوی بصیرت کنند و مقالات گویند از آن نی ایشان را قوتی و یاریی رسد و نه مستمعان را هدایتی و رشدی جلال الدین محمد مولویناگهان آواز سگبچگان شنیدسگبچه اندر شکم بد ناپدید
- بخش ۶۶ - در پردههای اسرار نی فرماید عطار نیشابوریچو آیم در خروش اینجا نهانیکنم من پردهها پاره عیانی
- بخش ۶۵ - آمدن زلیخا به سر راه یوسف علیه السلام و از نی خانه ای ساختن تا از آواز گذشتن سپاه وی خرسندی یابد جامیزلیخا را ز تنهایی چو جان کاستبه راه یوسف از نی خانه ای خواست
- بخش ۶۲ - قصهٔ اهل ضروان و حسد ایشان بر درویشان کی پدر ما از سلیمی اغلب دخل باغ را به مسکینان میداد چون انگور بودی عشر دادی و چون مویز و دوشاب شدی عشر دادی و چون حلوا و پالوده کردی عشر دادی و از قصیل عشر دادی و چون در خرمن میکوفتی از کفهٔ آمیخته عشر دادی و چون گندم از کاه جدا شدی عشر دادی و چون آرد کردی عشر دادی و چون خمیر کردی عشر دادی و چون نان کردی عشر دادی لاجرم حق تعالی در آن باغ و کشت برکتی نهاده بود کی همه اصحاب باغها محتاج او بدندی هم به میوه و هم به سیم و او محتاج هیچ کس نی ازیشان فرزندانشان خرج عشر میدیدند منکر و آن برکت را نمیدیدند همچون آن زن بدبخت که کدو را ندید و خر را دید جلال الدین محمد مولویبود مردی صالحی ربانیایعقل کامل داشت و پایان دانیای
