واژه
ساقی
کسی که در مجلس بزم میریزد و جام میدهد؛ در شعر عرفانی گاه نمادی از مرشد یا واسطهٔ فیض است.
در شعر فارسی ساقی هم شخصی واقعی در مجلس بزم است و هم نماد. در غزلهای عرفانی، ساقی را گاه بهمنزلهٔ راهنما یا فیضبخش معنا میکنند. معنای دقیق هر نمونه به زمینهٔ شعر بستگی دارد. بنابراین ساقی را باید همواره در بافت همان غزل خواند و از یک معنای ثابت برای همهٔ بیتها پرهیز کرد.
نمونه در شعر
بیا ساقی! آن مِی که حال آورَد
کرامت فزاید، کمال آورَدخانه بیتشویش و ساقی یار و مطرب نکتهگوی
موسم عیش است و دور ساغر و عهد شباب منابع
- مرجع مطالعه و تطبیق: لغتنامهٔ دهخدا (مدخل همین واژه)
- مرجع مطالعه و تطبیق: فرهنگ فارسی معین (مدخل همین واژه)
