بود هادی دین بی شک پیمبر
امام انس و جن خود هست حیدر
۱بود حیدر حقیقت واقف حق
درو پیدا نماید وجه مطلق
۲تو گر راهی روی راه علی رو
رموز حیدر از عطار بشنو
۳درین ره رو که تا دلشاد باشی
زهر درد و غمی آزاد باشی
۴درین ره رو که تا اسرار دانی
رموز حیدر کرار دانی
۵درین ره اولیا جمله ستاده
درین ره انبیا هم سر نهاده
۶درین ره رو که تا بینی خدا را
بدانی سر جملهٔ اولیا را
۷درین ره محرمان افتاده بر خاک
درین ره گشته است سرگشته افلاک
۸درین ره عاقلان دیوانه باشند
درین ره ناقلان افسانه باشند
۹درین ره سر منصور است بسیار
درین ره میروند هم بر سر دار
۱۰درین ره رهنما همراه باشد
درین ره مرتضی آگاه باشد
۱۱درین ره غیر بعد مصطفی نیست
درین ره غیر شاه مرتضی نیست
۱۲درین ره مصطفی بهبود باشد
درین ره مرتضی مقصود باشد
۱۳درین ره مرتضی بعد محمد
درین ره مرتضی سلطان سرمد
۱۴درین ره مظهر الله باشد
دل مظهر به معنی شاه باشد
۱۵فرستادند از آن پیغمبران را
که راه حق نمایند غافلان را
۱۶بسوی ملت حق ره نمایند
زره این بیرهان آگه نمایند
۱۷ز اعلائی چرا اسفل فتادی
چو شیطان لعنتی برخود نهادی
۱۸هر آنچت مصطفی گفتا نکردی
ز جامش شربت کوثر نخوردی
۱۹چه خواهی گفت اندر روز محشر
که کردی رخنه در دین پیمبر
۲۰چه خواهی گفت فردا مصطفی را
بخواهی دید روی مرتضی را
۲۱بهمراهی شیطان میروی تو
براه گمرهان تا کی روی تو
۲۲چو گم کردی تو ره کی راه یابی
تو کی راه همه در چاه یابی
۲۳تو راه جمله ابرار برگیر
پس آنگه مذهب عطار برگیر
۲۴که بنماید بتو آن راه حق را
ز نادانان نهان کن این سبق را
۲۵برو عطار این سر را نگه دار
که اغیارند در آفاق بسیار
۲۶چه جوش عشق باشد در روانم
مگر این عشق دارد قصد جانم
۲۷چه سنجد قطرهها در پیش دریا
خداوندا توای دانا و بینا
۲۸توی در راه حق پشت و پناهم
توی اندر معانی پادشاهم
۲۹مرا یک راه و یک جانست و یک دل
درین جان مرتضی کرده است منزل
۳۰حقیقت مهر او در دل سرشتم
همیشه درگل و باغ بهشتم
۳۱طریق مرتضی باشد مسلم
بگفتم راستی والله اعلم
۳۲کجا دارد تو گوئی عشق منزل
بگو با من کنون این سر مشکل
۳۳